دیروز توی تاکسی که نشسته بودم متوجه شدم که دختری که بغل دستم نشسته داره عین ابر بهار گریه میکنه.

وقتی پیاده شدیم خیلی دوست داشتم بهش بگم که اگر بخواد من میتونم جای اون رهگذری باشم که دوست داره هرچی میتونه بهش بگه شاید بهش فحش بده شاید سرش داد بزنه و بدونه اون ازش هیچی نمیپرسه هیچی نمیگه و دیگه هیچوقت نمیبینتش.

نمیدونم چرا نکردم

در زمینه من
بدون جواب

طلاق، جدا شدن. یه راهِ. درسته که یه راه بد. ولی یه راهِ .

یه روز شاید مجبور بشی انتخابش کنی. ولی قبل از اون روز مطمئن شو که کاری از دستت بر نمیومده دیگه

در زمینه آدمها, دیدگاه, روابط, هزار حرف
بدون جواب

وقتی که فکر اینکه نکنه یه جای کار رو داری اشتباه میری میوفته تو سرت دیوانه ت میکنه چون نتیجه ش رو هیچکس نمیتونه بهت بگه و تا آخرش باید بری تا بتونی از نتیجه خبر پیدا کنی.

پ.ن: روزهام پر از استرس و فقط امیدم به خداست

در زمینه خرس قطبی, من, هزار حرف
بدون جواب