۳۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۱۶
روزگار همچین جالبی نیست. روزگاری سیاسی جالبی نیست، بعد روی همه چیز تاثیر گذاشته. حتی روی روحیه مردم.
البته همه چیز درست. به این باور دارم.
حرف من البته الآن این نیست. دل برای نوشتن یه ذره شده. ولی نوشتن برام سخت شده. سعی میکن بیتشر بنویسم. ژورنال تر باشم بقولی. سعی میکنم ولی خیلی سخته
بهرحال، میخواستم بگم اول شهریور ۸۲ اینجا ساخته شد. شیش سال گذشت
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۱۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵۵
جریان سر همون آیات روشن هست که خدا میگه. آیاتی روشن برایتان میفرستیم باشد که پند گیرید.
ولی خب، شما دلتون نمیخواد پند گیرید. دلتون هم نخواسته که پند گیرید. میخواستید پند گیرید نزدیک ۵۰ روز وقت داشتید که پنید گیرید و نگرفتید.
باز هم جریان سر همون پرده ای است که برابر چشمانتان کشیده میشود تا برای همیشه در ظلمات بمانید که خدا میگه.
آیات روشن داریم، قیافه ی ابطحی که هیچ، سابقه ی چندین ساله ی ابطحی و نبوی و غیره و ذلک که در این جریانات اعتراف کردند و سابقه ی چندین ساله ی این اعترافات نمایشی و سابقه ی درخشان تر محاکمه کنندگان به خصوص کفش آقای مرتضوی و غیره. همه ی اینها آیه، باز هم نمیبنی.
دوباره جریان سر همون تفاوت بین کسی که خوابه هست و کسی که خودشو به خواب زده. دومی رو نمیشه بیدار کرد.
پ.ن: یه آدم دیوونه ای یبار یه سنگی انداخت تو یه چاهی، صد تا عاقل جمع شدن نتونستن درش بیارن. حالا داره چاه رو عمیق تر میکنه. حالا دیگه خدا آخر و عاقبتش رو رحم کنه
پ.ن: فردا هم که حکم نفوذ داده میشه. یعنی بخش اسلامیه رسمی رو میخوان درست کنن.
پ.ن: خدایا اون بالا داری نگاه میکنی. کاش میدونستم نقشه ت چیه.
پ.ن: گالیله هم همینجوری اعتراف کرد که ابطحی و بقیه دیروز اعتراف کردن.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب