امروز توی مترو یه پیرمرد روبروم وایستاده بود. یهو پرسید٬ چیه؟ پکری!


لبخند زدم و گفتم: “هیچیم نیست!”


گفت: “کم طاقتی میکنی؟ تحمل کن جوون!”


نمیدونم چی شد٬ یهو این اومد به ذهنم و بهش گفتم: “حتی وقتی با یه سوزن روزی صدبار یه نقطه از بدنتو سوزن بزنن بعداز یه مدت با هر بار سوزن زدن میمیری و زنده میشی٬ چه برسه به این یکی که دیگه از خنجرم بدتره”


پ.ن: همه ای اینا رو گفتم که بگم ۴۳

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

و بدان که برای همیشه برای تو خواهد تپید

پ.ن: فرمول جدید کشف کردم. فرمول یکی از روزهای خوشحالیم از این فرمول پیروی میکنه

n>20 ; (n*365)+30

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

بدترین دشمن آدم ذهن آدمه

پ.ن: ذهن آدم بخاطر اینکه همیشه با آدمه و اینکه میدونه چجوری گولت بزنه بدترین دشمن و بزگترین صلب آسایشگر آدم محسوب میشه

در زمینه Uncategorized
بدون جواب