وقتی از دانشجوها میپرسیدم که فلان فیلم رو دیدی؟ فلان کتاب رو خوندی یا فلان کار رو میکنی میگفتن نه. فرصت نداریم. من هم میگفتم یعنی چی فرصت نداری؟ مگه چیکار میکنی؟؟ خب. البته حق داشتم هیچ کار دیگه ای غیر از کلاس های دانشگاه ش رو نداشت.


حالا خودم همینطور شدم.


کلی کار دارم. کلی به حوصله هستم. کلاس هم هست. کار هم هست. که همین کار باعث میشه به بقیه کارهام نرسم.


نه دیگه به وبلاگ خوندن میرسم. نه به فیلم دیدن. فقط آهنگ رو چون میشه در هین کارهای دیگه هم گوش داد میتونم گوش بدم.


البته باز هم میگم من حق داشتم در مورد اینکه بگم چرا به هیچ کار نمیرسین. چون اونا از روی تنبلی به هیچ کار نمیرسن من از روی شلوغی سر. بی شوخی

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

خدایا! چرا دروغ بگم!
یادم نمیاد که تاحالا همچین فکری کردم یا نه!
ولی امیدوارم تاحالا همچین فکری نکرده باشم که تنهام گذاشتی که هرگز تنهام نگذاشتی. که هرگز تنهامون نذاشتی؛ هیچ وقت.


اون شب رو امیدوارم که هرگز از یاد نبرم. بنابراین اینجا مینویسمش تا بر جریده ی خاطراتم حک کنمش.
اون شبی که در اوج ترس از اینکه اینبار هم نشه. در اوج دلواپسی که اگه اینبار نشه. ایندفعه احتمالا بهتر از خیلی دفعه های قبل رو آوردم بهت و خدایا…


نمیدومن یهو چی شد. یهو چطور شد که این فکر به ذهنم رسید، این تصور، این حقیقت که خدایا تو هممون رو دوست داری پس تنهامون نمیذاری حتی اگر مدتی فراموشت کنیم.


خدایا؛ نمیدونم میشه گفت که تمام نگرانیم یا نه. ولی تقریبا تمام نگرانیم با همین ذهنیت رفت. تموم شد.


ممنون.


پ.ن: مناجات نه به روش خواجه عبدا… انصاری

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

ساعت ۸ صبح برای ثبت نام رفتیم.


ساعت ۴.۳۰ کارم تموم شد و تونستم از اونجا بیام بیرون.


با اینکه روزه نبودم ولی دقیقا مثل یه روزه دار هیچی نتونستم بخورم.


خیلی خسته شدم

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

کسانی که بقیه رو بخاطر اشتباهات کوچیکشون از خودشون میرونن ارزش دوستی ندارن.


اگر میخواین بدونین اگر کسی به قدرت برسه چطور رفتار میکنه ریموت کنترل تلویزیون رو بدین دستش.


پ.ن: این نوشته هایی که داخل سیاست باشن نیستن. اینها نوشته هایی هستن که سیاست توشونه.

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

این چند روز الکی الکی سرم شلوغ بود. داره خلوت میشه. سعی میکنم که در اسرع وقت به وبلاگ همه سر بزنم.



جالب اینکه به دوتا مسابقه دعوت شدم. اونم در یک زمان. پس به هر دوتا لبیک میگم.



اولیشو که مریم دعوتم کرده اینه که: آنچه دوست میداری:


۱. من چیزای زیادی رو توی زندگی دوست دارم. یکیش میشه همون خود “زندگی”


۲. آّهنگ. نمیتونم بگم که آّهنگی هست که بیشتر از بقیه دوستش دارم. بعضی ها هست که دوستشون دارم ولی حتی نمیدونم دقیقا اسمشون چیه. ولی میتونم چندتاش رو همینجا اسم ببرم. یکیش Session از Linkin Park البته این تنها آهنگ دوست داشتنی از این گروه نیست. شاید بشه “زنگها برای که به صدا در میآیند” از “متالیکا” این هم مثل لینکین پارک هست. ولی به نظرم اینجا باید به طور جامع و اصلی دوتا رو معرفی کنم “هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد” از متالیکا و آهنگی از آهنگهای فیلم ماتریکس که اسمش رو یادم نیست.


۳. فیلم. به طور اصلی میتونم از فیلم “درخشش ابدی یک ذهن پاک” اسم ببرم. بی نظیر بود. ولی میتونم فیلمهای دیگه مثل دزدان دریایی کارائیب و انیگما و مجستیک و ترومن شو هم اسم ببرم.  خیلی فیلمهاش زیادن.


۴. ماشین. به طور واضح و مبرهن BMW یه چیز دیگه ست ولی فعلا Cielo.


۵. شعر و متن: ۲تا شعر و ۱ متن. که شاید ازش گفته باشم ولی باز هم میگم.


شعر به کجا چنین شتابان.


شعر آری آری٬ زندگی زیباست. زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست.


و متن “مخم…!


دیگه چیزی بود؟؟


۶. “Need for speed” و “Grim Fandango” و “Psychonauts” و “Neverhood”


خب. چیز خاص دیگه ای یادم نمیاد. پس سراغ مسابقه بعد میریم.



مسابقه بعدی از طرف نبض زندگی دعوت شدم. باز هم تشکر.


مهمترین اتفاقاتی که باید بهشون اشاره بشه


یکیش اینکه کامپیوتر و اونجوری یاد گرفتم. یکی دیگه ش وبلاگ نویس شدنمه. یکی دیگه ش آشنایی با انجمن بود. یکی دیگه ش هم آشنایی با بعضی از دوستان


اتفاقاتی که نباید بهش اشاره بشه


آخه کلا این شد سوال؟ وقتی نباید بهش اشاره بشه خب کسی هم نباید بهش حتی خود آدم بهش اشاره کنه. ولی من میتونم بگم. من ریاضی سال اول دبیرستان رو یادم رفت برم طرف دوم برگه و با ۸ افتادم و درست در روز امتحان جبرانی بهشون گفتم که افتادم و رفتم و نمره گرفتم و رفتم رشته ریاضی. باور کنین این قابل اشاره ترین بود.


خلاصه ای از اخلاقات مثبت که باید بهش اشاره بشه


خب. این میشه تعریف از خود. ولی به نظر من اون رو باید بهش اشاره کنم که من اصولا آدم دقیقی هستم. سر وقتی که بگم در ۹۵٪ اوقات اونجا هستم.


اهل دعوا نیستم. و فکر نکنم چیز قابل بحث دیگه ای باشه.


با توجه به قیافه ام کدوم بازیگر رو برای باز در نقش خودم انتخاب میکنم؟


اه. کی میاد جای من بازی کنه؟ خب. من فکر میکنم که بهتر باشه از بازیگر فیلم شوتر استفاده کنیم.


 


ولی کلا مسابقه جالبی نبود اصولا.


 


باز هم میرسیم به قسمتی که باید ۵نفر دیگه رو بدبخت کنیم. توجه اینکه دعوت شوندگان به هر دو مسابقه دعوت شده اند.


۱. میترا ۲. عسل ۳. فائزه ۴. هادی ۵. جوراب.

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

هفته امر به معروف و نهی از منکر.


گیر دادنهای خیابانی به همه کس و همه چیز. وقتی اومدن تو کافی نت اگر کافی نت خودم بود بهشون یه حالی میدادم ولی حیف که کافی نت خودم نبود.

در زمینه Uncategorized
بدون جواب