۴ آبان ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۱۷
هرچی بیشتر میگذره به دو چیز بیشتر پی میبرم
یک اینکه “ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است” هرجایی که کاربرد نداره
دوم هم اینکه شانس من قدرت خاصی در پیدا کردن مرداب و جاهای گلی داره تا من مثل خرتوشون گیر کنم مخصوصا از طرقی که فکرش رو هم نمی تونم بکنم.
و هرچی بیشتر میگذره باید به افراد بیشتری یاد بدم که: “من با افرادی که خیلی باهاشون صمیمی باشم خیلی خودمونی رفتار میکنم. بنابراین وقتی بهت میگم تو ناراحت نشو. خب؟! آفرین پسر خوب!
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۲۷ مهر ۱۳۸۵ ساعت ۰۹:۵۰
هزار بار تاحالا به خودم گفتم وقتی اعصابت خورده نه با کسی تلفنی حرف بزن نه به وبلاگ کسی سر بزن نه به کسی کامنت بده.
ولی باز هم همیشه یادم میره و اینکار رو اینجام میدم.
نتیجه های بدی هم داره که نتیجه ی آخرین بیشعور بازیم میشه اون کامنت بلاگ مانندی که برای یه نفر گذاشتم.
همینجا از کسی که اون کامنت رو براش گذاشتم عذر خواهی میکنم. نویدخان
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۲۳ مهر ۱۳۸۵ ساعت ۰۸:۵۹
مینویسم با چشمان خیسم که من گیر کیا افتادم.
اشک من رو در آوردن اینا.
بعضی از رفقا گیر دادن که سبیل بذار بهت میاد. گیر دادن گیر دادن گیر دادن تا اینکه من هم دوباره گوشهام دراز شد و رفتم و تدارکات سبیل رو دیدم.
وقتی که سبیلم تکمیل شد جلوی آینه رفتم و…
و به قیافه ی تروریستی و بچه خلاف و چاقو کش خودم بعد از گذاشتن سبیل خیره شدم. احتمالا بچه ها با Photoshop برام سبیل گذاشته بودن و دیده بودن که من سبیل چه قیافه ایم میکنه به همین دلیل اینقدر اسرار کرده بودن روی این مسئله.
فقط میخوام بدونم من چطور تونستم دو هفته با این قیافه تو شهر بچرخم. وا مصیبتا.
فکر کن!
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۱۸ مهر ۱۳۸۵ ساعت ۲۳:۳۱
اگر همیشه دنبال کسی میگردی که پایه ی کارهات باشه تا بتونی یه کاری رو شروع کنی و یا حتی به پایان ببری همیشه منتظر میمونی.
هیچ کس پایه تر از خودت برای کارهات پیدا نمیشه
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۱۶ مهر ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۱۴
دوست دختر و دوست پسر با دوست بودن عادی فرق میکنه. این رو درک کنین.
دو نفر که با هم دوست هستن و روابط عاشقانه دارن اون وقت میشه بهشون گفت که این دو نفر دوست دختر یا دوست پسر هم هستن.
ولی به دو نفر که با هم روابط عاشقانه ندارن نمیشه گفت که دوست دختر یا دوست پسر هم هستن. این دوتا فقط دو تا دوست هستن.
من چند دوست دارم و دوستان خوبی هم برای هم هستیم ولی دوست دختر ندارم و آشنایی هیچ کدومشون هم از توی خیابون نبوده.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۹ مهر ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۴۳
ساختمان ضد زلزله توی یکی از شهرهای خطرناک از نر زلزله (تهران) رو برام تعریف کنین. سخته؟ خوب من براتون میگم تعریفش رو چون به طور عملی به معناش پی بردم. معنیش اینه:
۱- ۱ ساختمان با ارتفاع ۳ طبقه و زیر بنای عرض ۵ متر و طول ۱۰ متر. ولی اسکلت فلزی ساختمون اصل این ضد زلزله بودن رو تشکیل میده. کل اسکلت فلزی ساختمون یه ستون فلزی وسط ساختمون هست و چند تا تیر آهن ناقابل بین طبقات. واقعا این ساختمون اوج ضد زلزله است.
۲- ساختمون ضد زلزله یعنی اینکه وقتی طبقه ی پایین در رو محکم میبندن. طبقه ی بالا زنجیر قفل پشت در تکون بخور.
خدا وکیلی ای ول نداره. به خدا باید به این بکوب برج سازهای تهران جایزه ی معماری دنیا رو بدن. آخه کدوم معمار ژاپنی یا آمریکایی یا هرجای دیگه ای میتونه یعنی توانایی این رو داره که با مقدار محدودی آجر و سیمان و تعداد محدودتری تیر آهن یه ساختمون چند طبقه بسازه؟؟ اون هم طوری که به خودی خود نیاد پایین. همینطوری سرجاش وایسه.
من که اینها رو میبینم که دیگه هیچی نمیتونم بگم در مورد معماری ساختمون های این شهر. اصلا مگه میشه چیزی گفت؟؟
———-
میگن چرا بچه دوست نداری؟ آخه این بچه اگر زلزله ی ۱۲ ریشتری (بالاترین مقیاس زلزله) نیست پس چیه؟
توی خونه برای هیچ کس اعصاب نذاشته این موجود پلید. هی از این ور میره اونور. این رو اذیت میکنه، اون رو اذیت میکنه، و مدام میخنده. اونم از اون خنده های شیطانی. فقط یه چیز این بچه من رو کشته: استعداد این بچه توی پیدا کردن راهی که اعصاب ملت رو داغون کنه.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب