۹ فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۱۵
پرشین بلاگ داره بهتر میشه٬ مثل صاایران البته بهتر از صاایران: هر روز بهتر از دیروز.
از این به بعد تا زمانی شاید دور شاید نزدیک که بتونم کارهای زیادی که میخوام رو توی پرشین بکنم توی هر دو وبلاگ مینویسم و بعدش هم وقتی تونستم اونکارها رو بکنم توی پرشین و بس.
ولی من برای اینها رو نوشتن به اینجا نیومدم…
حالم خوب نیست. احساس میکنم دارم ترک میشم. احساس میکنم که دارم دور میافتم. احساس بدی دارم نسبت به اینکه کسی ندونه کجام.
فکر میکردم وقتی عید بشه خوب میشم . فکر میکردم ولی نشدم.
احساس یه پارک جنگلی رو دارم که بعد از یه مدت تکراری میشه و کسی نمیاد ژیک نیکش رو اونجا بگذرونه و درختهاش از تنهایی شروع میشن به تک تک و تک تک خشک شدن.
حتی نمیدونم که آیا تقصیر منه که اینطوره شده یا نه.
خیلی خیلی خستهم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۹ فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۱۵
پرشین بلاگ داره بهتر میشه٬ مثل صاایران البته بهتر از صاایران: هر روز بهتر از دیروز.
از این به بعد تا زمانی شاید دور شاید نزدیک که بتونم کارهای زیادی که میخوام رو توی پرشین بکنم توی هر دو وبلاگ مینویسم و بعدش هم وقتی تونستم اونکارها رو بکنم توی پرشین و بس.
ولی من برای اینها رو نوشتن به اینجا نیومدم…
حالم خوب نیست. احساس میکنم دارم ترک میشم. احساس میکنم که دارم دور میافتم. احساس بدی دارم نسبت به اینکه کسی ندونه کجام.
فکر میکردم وقتی عید بشه خوب میشم . فکر میکردم ولی نشدم.
احساس یه پارک جنگلی رو دارم که بعد از یه مدت تکراری میشه و کسی نمیاد ژیک نیکش رو اونجا بگذرونه و درختهاش از تنهایی شروع میشن به تک تک و تک تک خشک شدن.
حتی نمیدونم که آیا تقصیر منه که اینطوره شده یا نه.
خیلی خیلی خستهم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۹ فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۱۵
پرشین بلاگ داره بهتر میشه٬ مثل صاایران البته بهتر از صاایران: هر روز بهتر از دیروز.
از این به بعد تا زمانی شاید دور شاید نزدیک که بتونم کارهای زیادی که میخوام رو توی پرشین بکنم توی هر دو وبلاگ مینویسم و بعدش هم وقتی تونستم اونکارها رو بکنم توی پرشین و بس.
ولی من برای اینها رو نوشتن به اینجا نیومدم…
حالم خوب نیست. احساس میکنم دارم ترک میشم. احساس میکنم که دارم دور میافتم. احساس بدی دارم نسبت به اینکه کسی ندونه کجام.
فکر میکردم وقتی عید بشه خوب میشم . فکر میکردم ولی نشدم.
احساس یه پارک جنگلی رو دارم که بعد از یه مدت تکراری میشه و کسی نمیاد ژیک نیکش رو اونجا بگذرونه و درختهاش از تنهایی شروع میشن به تک تک و تک تک خشک شدن.
حتی نمیدونم که آیا تقصیر منه که اینطوره شده یا نه.
خیلی خیلی خستهم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۹ فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۱۵
پرشین بلاگ داره بهتر میشه٬ مثل صاایران البته بهتر از صاایران: هر روز بهتر از دیروز.
از این به بعد تا زمانی شاید دور شاید نزدیک که بتونم کارهای زیادی که میخوام رو توی پرشین بکنم توی هر دو وبلاگ مینویسم و بعدش هم وقتی تونستم اونکارها رو بکنم توی پرشین و بس.
ولی من برای اینها رو نوشتن به اینجا نیومدم…
حالم خوب نیست. احساس میکنم دارم ترک میشم. احساس میکنم که دارم دور میافتم. احساس بدی دارم نسبت به اینکه کسی ندونه کجام.
فکر میکردم وقتی عید بشه خوب میشم . فکر میکردم ولی نشدم.
احساس یه پارک جنگلی رو دارم که بعد از یه مدت تکراری میشه و کسی نمیاد ژیک نیکش رو اونجا بگذرونه و درختهاش از تنهایی شروع میشن به تک تک و تک تک خشک شدن.
حتی نمیدونم که آیا تقصیر منه که اینطوره شده یا نه.
خیلی خیلی خستهم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۹ فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۱۵
پرشین بلاگ داره بهتر میشه٬ مثل صاایران البته بهتر از صاایران: هر روز بهتر از دیروز.
از این به بعد تا زمانی شاید دور شاید نزدیک که بتونم کارهای زیادی که میخوام رو توی پرشین بکنم توی هر دو وبلاگ مینویسم و بعدش هم وقتی تونستم اونکارها رو بکنم توی پرشین و بس.
ولی من برای اینها رو نوشتن به اینجا نیومدم…
حالم خوب نیست. احساس میکنم دارم ترک میشم. احساس میکنم که دارم دور میافتم. احساس بدی دارم نسبت به اینکه کسی ندونه کجام.
فکر میکردم وقتی عید بشه خوب میشم . فکر میکردم ولی نشدم.
احساس یه پارک جنگلی رو دارم که بعد از یه مدت تکراری میشه و کسی نمیاد ژیک نیکش رو اونجا بگذرونه و درختهاش از تنهایی شروع میشن به تک تک و تک تک خشک شدن.
حتی نمیدونم که آیا تقصیر منه که اینطوره شده یا نه.
خیلی خیلی خستهم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۹ فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۱۵
پرشین بلاگ داره بهتر میشه٬ مثل صاایران البته بهتر از صاایران: هر روز بهتر از دیروز.
از این به بعد تا زمانی شاید دور شاید نزدیک که بتونم کارهای زیادی که میخوام رو توی پرشین بکنم توی هر دو وبلاگ مینویسم و بعدش هم وقتی تونستم اونکارها رو بکنم توی پرشین و بس.
ولی من برای اینها رو نوشتن به اینجا نیومدم…
حالم خوب نیست. احساس میکنم دارم ترک میشم. احساس میکنم که دارم دور میافتم. احساس بدی دارم نسبت به اینکه کسی ندونه کجام.
فکر میکردم وقتی عید بشه خوب میشم . فکر میکردم ولی نشدم.
احساس یه پارک جنگلی رو دارم که بعد از یه مدت تکراری میشه و کسی نمیاد ژیک نیکش رو اونجا بگذرونه و درختهاش از تنهایی شروع میشن به تک تک و تک تک خشک شدن.
حتی نمیدونم که آیا تقصیر منه که اینطوره شده یا نه.
خیلی خیلی خستهم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۹ فروردین ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۱۵
پرشین بلاگ داره بهتر میشه٬ مثل صاایران البته بهتر از صاایران: هر روز بهتر از دیروز.
از این به بعد تا زمانی شاید دور شاید نزدیک که بتونم کارهای زیادی که میخوام رو توی پرشین بکنم توی هر دو وبلاگ مینویسم و بعدش هم وقتی تونستم اونکارها رو بکنم توی پرشین و بس.
ولی من برای اینها رو نوشتن به اینجا نیومدم…
حالم خوب نیست. احساس میکنم دارم ترک میشم. احساس میکنم که دارم دور میافتم. احساس بدی دارم نسبت به اینکه کسی ندونه کجام.
فکر میکردم وقتی عید بشه خوب میشم . فکر میکردم ولی نشدم.
احساس یه پارک جنگلی رو دارم که بعد از یه مدت تکراری میشه و کسی نمیاد ژیک نیکش رو اونجا بگذرونه و درختهاش از تنهایی شروع میشن به تک تک و تک تک خشک شدن.
حتی نمیدونم که آیا تقصیر منه که اینطوره شده یا نه.
خیلی خیلی خستهم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۲۹ اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۱۱
آخرین روز. آخرین ساعات از آخرین روز سال.
خیلی خوش میگذره، نه؟؟
نمیدونم چرا ولی من ۲ سال بود که هال و هوای عید رو از دست داده بودم. ۲سال بود که نمیتونستم فضای شاد عید رو به خوبی درک کنم. به قول دیگه دو سال بود که من عید درست حسابی نداشتم ولی امسال فرق میکنه.
امسالتقریبا از هموناوایلش بود که حال و هوای شاد عید رو تونستم با وضع جالبی درک کنم. دیروز وقتی بین مردم راه میرفتم دقیقا یک روز مونده به عید رو بین مردم میدیدم.
اومدم ایندفعه سیاسی ننویسم ولی دیدم که نه. نمیشه. ایدفعه هم نمیشه با “آقای پشمک محمود خان” به طور مسالمت آمیز حرف زد و حتما باید کمی تند نوشت. البته سعی میشود که آروم برم جلو.
همونطور که خبر دارین امسال “آقای پشمک محمود خان”در آخرین ساعات به دلیلی نا معلوم دستور صادر کردن که تغییر ساعت امسال انجام نمیشه.
خوب من نمیدونم چرا اینقدر این مردک همچینه ولی اصلا به نظر شما این عقلانی هست؟ حتی یکی از زیر دستهاش گفت که “تحقیقات درستی از اینکه آیا این کار چه مصرف انرژی رو در بر داشته یا چه فوایدی داشته در دست نیست ولی بیشتر بخاطر ساعات شرعی هست”. یعنی مردک کاری رو که فکر میکنم شاه کرد. کاری که تمام دنیا میکنه رو کنسل میکنه. نمیدونم چرا میگن “… نتایجی از تحقیقات در دست نیست…” چون در تمام دنیا یان کار انجام میشه چون دقیقا باعث صرفه جویی در انرژی و بهبود زمان کارمندی میشه. تازه الآن یه مصیبت دیگه هم به سراغمون میاد. از این به بعد تابستونها با GMT 4 ساعت و زمستون ها ۳ ساعت و نیم فاصله داریم.
خوب این هم از این. چیز بعدی که میخوام بگم اینه که میدونین این سال چه سالی هست؟؟ سال ۲۵۶۵٫ سال پیش یه community توی orkut درست کردم ۲۵۶۴ که رای من و نزدیک بود رگ من رو زدن که این community رو حذف کنم. ولی امسال دیگه نمیشه چون همیشه اینطوری هست که اگر شروع نکنیم به جلو رفتن دچار یه عقب گرد اساسی میشیم. بنابراین هم orkut و هم Gazzag رو داشته باشید تا این community رو join شوید.
حالا بگذریم از این حرفها.
سال پیش من خیلی وضعیتم تغییر کرد. از نظر احوال و افکار و موقعیت من خیلی بهتر شدم. تغییراتی به سوی مثبت. از خدا میخوام کاری کنه که همه ی ما این تغییر و تحولات رو توی این سال هم داشته باشیم. سال جدید که داره میاد به طرفمون و یا شاید هم داریم به طرفش هل داده میشیم.
از خدا میخوام. که سال خوبی رو برای هممون داشته باشه.
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول حول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
یه چیز دیگه رو هم این ته باید بگم. منظورم دراینجا فرد خاصی هست ولی برای هممون مخصوصا خود من خیلی هم صدق میکنه.
آینده اونی نیست که بهمون میگن. آینده اونی نیست که خواب میبینیم. آینده میتونه خیلی با اونی که بهمون میگن یا حتی توی خواب میبینیم فرق کنه اگر خودمون تغییرش بدیم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۲۹ اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۱۱
آخرین روز. آخرین ساعات از آخرین روز سال.
خیلی خوش میگذره، نه؟؟
نمیدونم چرا ولی من ۲ سال بود که هال و هوای عید رو از دست داده بودم. ۲سال بود که نمیتونستم فضای شاد عید رو به خوبی درک کنم. به قول دیگه دو سال بود که من عید درست حسابی نداشتم ولی امسال فرق میکنه.
امسالتقریبا از هموناوایلش بود که حال و هوای شاد عید رو تونستم با وضع جالبی درک کنم. دیروز وقتی بین مردم راه میرفتم دقیقا یک روز مونده به عید رو بین مردم میدیدم.
اومدم ایندفعه سیاسی ننویسم ولی دیدم که نه. نمیشه. ایدفعه هم نمیشه با “آقای پشمک محمود خان” به طور مسالمت آمیز حرف زد و حتما باید کمی تند نوشت. البته سعی میشود که آروم برم جلو.
همونطور که خبر دارین امسال “آقای پشمک محمود خان”در آخرین ساعات به دلیلی نا معلوم دستور صادر کردن که تغییر ساعت امسال انجام نمیشه.
خوب من نمیدونم چرا اینقدر این مردک همچینه ولی اصلا به نظر شما این عقلانی هست؟ حتی یکی از زیر دستهاش گفت که “تحقیقات درستی از اینکه آیا این کار چه مصرف انرژی رو در بر داشته یا چه فوایدی داشته در دست نیست ولی بیشتر بخاطر ساعات شرعی هست”. یعنی مردک کاری رو که فکر میکنم شاه کرد. کاری که تمام دنیا میکنه رو کنسل میکنه. نمیدونم چرا میگن “… نتایجی از تحقیقات در دست نیست…” چون در تمام دنیا یان کار انجام میشه چون دقیقا باعث صرفه جویی در انرژی و بهبود زمان کارمندی میشه. تازه الآن یه مصیبت دیگه هم به سراغمون میاد. از این به بعد تابستونها با GMT 4 ساعت و زمستون ها ۳ ساعت و نیم فاصله داریم.
خوب این هم از این. چیز بعدی که میخوام بگم اینه که میدونین این سال چه سالی هست؟؟ سال ۲۵۶۵٫ سال پیش یه community توی orkut درست کردم ۲۵۶۴ که رای من و نزدیک بود رگ من رو زدن که این community رو حذف کنم. ولی امسال دیگه نمیشه چون همیشه اینطوری هست که اگر شروع نکنیم به جلو رفتن دچار یه عقب گرد اساسی میشیم. بنابراین هم orkut و هم Gazzag رو داشته باشید تا این community رو join شوید.
حالا بگذریم از این حرفها.
سال پیش من خیلی وضعیتم تغییر کرد. از نظر احوال و افکار و موقعیت من خیلی بهتر شدم. تغییراتی به سوی مثبت. از خدا میخوام کاری کنه که همه ی ما این تغییر و تحولات رو توی این سال هم داشته باشیم. سال جدید که داره میاد به طرفمون و یا شاید هم داریم به طرفش هل داده میشیم.
از خدا میخوام. که سال خوبی رو برای هممون داشته باشه.
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول حول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
یه چیز دیگه رو هم این ته باید بگم. منظورم دراینجا فرد خاصی هست ولی برای هممون مخصوصا خود من خیلی هم صدق میکنه.
آینده اونی نیست که بهمون میگن. آینده اونی نیست که خواب میبینیم. آینده میتونه خیلی با اونی که بهمون میگن یا حتی توی خواب میبینیم فرق کنه اگر خودمون تغییرش بدیم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۲۹ اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۱۱
آخرین روز. آخرین ساعات از آخرین روز سال.
خیلی خوش میگذره، نه؟؟
نمیدونم چرا ولی من ۲ سال بود که هال و هوای عید رو از دست داده بودم. ۲سال بود که نمیتونستم فضای شاد عید رو به خوبی درک کنم. به قول دیگه دو سال بود که من عید درست حسابی نداشتم ولی امسال فرق میکنه.
امسالتقریبا از هموناوایلش بود که حال و هوای شاد عید رو تونستم با وضع جالبی درک کنم. دیروز وقتی بین مردم راه میرفتم دقیقا یک روز مونده به عید رو بین مردم میدیدم.
اومدم ایندفعه سیاسی ننویسم ولی دیدم که نه. نمیشه. ایدفعه هم نمیشه با “آقای پشمک محمود خان” به طور مسالمت آمیز حرف زد و حتما باید کمی تند نوشت. البته سعی میشود که آروم برم جلو.
همونطور که خبر دارین امسال “آقای پشمک محمود خان”در آخرین ساعات به دلیلی نا معلوم دستور صادر کردن که تغییر ساعت امسال انجام نمیشه.
خوب من نمیدونم چرا اینقدر این مردک همچینه ولی اصلا به نظر شما این عقلانی هست؟ حتی یکی از زیر دستهاش گفت که “تحقیقات درستی از اینکه آیا این کار چه مصرف انرژی رو در بر داشته یا چه فوایدی داشته در دست نیست ولی بیشتر بخاطر ساعات شرعی هست”. یعنی مردک کاری رو که فکر میکنم شاه کرد. کاری که تمام دنیا میکنه رو کنسل میکنه. نمیدونم چرا میگن “… نتایجی از تحقیقات در دست نیست…” چون در تمام دنیا یان کار انجام میشه چون دقیقا باعث صرفه جویی در انرژی و بهبود زمان کارمندی میشه. تازه الآن یه مصیبت دیگه هم به سراغمون میاد. از این به بعد تابستونها با GMT 4 ساعت و زمستون ها ۳ ساعت و نیم فاصله داریم.
خوب این هم از این. چیز بعدی که میخوام بگم اینه که میدونین این سال چه سالی هست؟؟ سال ۲۵۶۵٫ سال پیش یه community توی orkut درست کردم ۲۵۶۴ که رای من و نزدیک بود رگ من رو زدن که این community رو حذف کنم. ولی امسال دیگه نمیشه چون همیشه اینطوری هست که اگر شروع نکنیم به جلو رفتن دچار یه عقب گرد اساسی میشیم. بنابراین هم orkut و هم Gazzag رو داشته باشید تا این community رو join شوید.
حالا بگذریم از این حرفها.
سال پیش من خیلی وضعیتم تغییر کرد. از نظر احوال و افکار و موقعیت من خیلی بهتر شدم. تغییراتی به سوی مثبت. از خدا میخوام کاری کنه که همه ی ما این تغییر و تحولات رو توی این سال هم داشته باشیم. سال جدید که داره میاد به طرفمون و یا شاید هم داریم به طرفش هل داده میشیم.
از خدا میخوام. که سال خوبی رو برای هممون داشته باشه.
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول حول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
یه چیز دیگه رو هم این ته باید بگم. منظورم دراینجا فرد خاصی هست ولی برای هممون مخصوصا خود من خیلی هم صدق میکنه.
آینده اونی نیست که بهمون میگن. آینده اونی نیست که خواب میبینیم. آینده میتونه خیلی با اونی که بهمون میگن یا حتی توی خواب میبینیم فرق کنه اگر خودمون تغییرش بدیم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب