۳۱ شهریور ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۳۸
سلام ملت.
خوبین؟؟ خوشین؟؟ دیشب خواستم که دوباره بنویسم. بنویس مدرسهها شروع میشن و اینات. ولی دیدم واقعا الناز راست میگه: یه grin که تا هیپوفیز میره.
مصلا فردا اول مهره و من دوباره باید برم سرکلاس ولی اصلا ناراحت نیستم. یعنی به قولی خیالی نیست.
دیروز بعداز یه مدت خیلی طولانی متحول شدم. داشتم یه کاری رو میکردم. ولی دیدم توش موفق نمیشم بخ خودم گفتم باید خودم رو بخ خودم نشون بدم. حداثل باید به خودم ثابت کنم که میتونم. ثابت کردم. ثابت کردم که میتونم اونجوری باشم که میخوام. با مشکلات مبارزه کنم. به قول شرکت EA که میگه: CHALLENGE EVRYTHING. چرا وقتی احساس میکنیم داریم شکست میخوریم میکشیم کنار. چرا دوباره سعی نمیکنیم؟ تلاشمون رو نمیکنیم؟؟ من دیشب فهمیدم که بهتره آدم بخاطر هدفش بمیره ولی بهش برسه جتی اگر نرسید میگن تلاش خودش رو کرده. به قولی: اگر قراره از یه آسمون خراش بیافتی بهتره از طبقهی آخر بیافتی (مثلا اگر ۱۳۰ طبقه داره از همون طبقهی ۱۳۰)
امروز قراره با بروبچز بریم مدرسه. بریم برنامه کلاس ها رو بگیریم و بیایم. سومیهای سال پیش که خیلی بیکاری توی هفته داشتن. خداکنه ما هم همینجوری باشیم. خداکنه معلم فیزیکمون مقصود باشه. خداکنه عاقبتی معلم شیمی نباشه.
البته بگم: این آرزوها رو بخاطر این میکنیم که به قول بچهها مثل سال پیش حوصله کلی حرف زدن و مخ زدن نداریم. سال پیش توی یک ماه اول ۳ تا از دبیرامون رو عوض کردیم. شیمی، هندسه، ریاضی
راستی. تا حالا یه دفتر خاطرات داشتین؟؟ من یکی دارم. روی کامپیوترمه. روی http://localhost/. یه سیستم وبلاگ هست که من از اون به عنوان دفترچه خارات استفاده میکنم. فقط هم خودم و خودم وقتی کامپیوترم رو روشن میکنم میتونم ببینمش. باحاله نه؟؟
فعلا همین
تا بعد
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۳۱ شهریور ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۳۸
سلام ملت.
خوبین؟؟ خوشین؟؟ دیشب خواستم که دوباره بنویسم. بنویس مدرسهها شروع میشن و اینات. ولی دیدم واقعا الناز راست میگه: یه grin که تا هیپوفیز میره.
مصلا فردا اول مهره و من دوباره باید برم سرکلاس ولی اصلا ناراحت نیستم. یعنی به قولی خیالی نیست.
دیروز بعداز یه مدت خیلی طولانی متحول شدم. داشتم یه کاری رو میکردم. ولی دیدم توش موفق نمیشم بخ خودم گفتم باید خودم رو بخ خودم نشون بدم. حداثل باید به خودم ثابت کنم که میتونم. ثابت کردم. ثابت کردم که میتونم اونجوری باشم که میخوام. با مشکلات مبارزه کنم. به قول شرکت EA که میگه: CHALLENGE EVRYTHING. چرا وقتی احساس میکنیم داریم شکست میخوریم میکشیم کنار. چرا دوباره سعی نمیکنیم؟ تلاشمون رو نمیکنیم؟؟ من دیشب فهمیدم که بهتره آدم بخاطر هدفش بمیره ولی بهش برسه جتی اگر نرسید میگن تلاش خودش رو کرده. به قولی: اگر قراره از یه آسمون خراش بیافتی بهتره از طبقهی آخر بیافتی (مثلا اگر ۱۳۰ طبقه داره از همون طبقهی ۱۳۰)
امروز قراره با بروبچز بریم مدرسه. بریم برنامه کلاس ها رو بگیریم و بیایم. سومیهای سال پیش که خیلی بیکاری توی هفته داشتن. خداکنه ما هم همینجوری باشیم. خداکنه معلم فیزیکمون مقصود باشه. خداکنه عاقبتی معلم شیمی نباشه.
البته بگم: این آرزوها رو بخاطر این میکنیم که به قول بچهها مثل سال پیش حوصله کلی حرف زدن و مخ زدن نداریم. سال پیش توی یک ماه اول ۳ تا از دبیرامون رو عوض کردیم. شیمی، هندسه، ریاضی
راستی. تا حالا یه دفتر خاطرات داشتین؟؟ من یکی دارم. روی کامپیوترمه. روی http://localhost/. یه سیستم وبلاگ هست که من از اون به عنوان دفترچه خارات استفاده میکنم. فقط هم خودم و خودم وقتی کامپیوترم رو روشن میکنم میتونم ببینمش. باحاله نه؟؟
فعلا همین
تا بعد
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۳۱ شهریور ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۳۸
سلام ملت.
خوبین؟؟ خوشین؟؟ دیشب خواستم که دوباره بنویسم. بنویس مدرسهها شروع میشن و اینات. ولی دیدم واقعا الناز راست میگه: یه grin که تا هیپوفیز میره.
مصلا فردا اول مهره و من دوباره باید برم سرکلاس ولی اصلا ناراحت نیستم. یعنی به قولی خیالی نیست.
دیروز بعداز یه مدت خیلی طولانی متحول شدم. داشتم یه کاری رو میکردم. ولی دیدم توش موفق نمیشم بخ خودم گفتم باید خودم رو بخ خودم نشون بدم. حداثل باید به خودم ثابت کنم که میتونم. ثابت کردم. ثابت کردم که میتونم اونجوری باشم که میخوام. با مشکلات مبارزه کنم. به قول شرکت EA که میگه: CHALLENGE EVRYTHING. چرا وقتی احساس میکنیم داریم شکست میخوریم میکشیم کنار. چرا دوباره سعی نمیکنیم؟ تلاشمون رو نمیکنیم؟؟ من دیشب فهمیدم که بهتره آدم بخاطر هدفش بمیره ولی بهش برسه جتی اگر نرسید میگن تلاش خودش رو کرده. به قولی: اگر قراره از یه آسمون خراش بیافتی بهتره از طبقهی آخر بیافتی (مثلا اگر ۱۳۰ طبقه داره از همون طبقهی ۱۳۰)
امروز قراره با بروبچز بریم مدرسه. بریم برنامه کلاس ها رو بگیریم و بیایم. سومیهای سال پیش که خیلی بیکاری توی هفته داشتن. خداکنه ما هم همینجوری باشیم. خداکنه معلم فیزیکمون مقصود باشه. خداکنه عاقبتی معلم شیمی نباشه.
البته بگم: این آرزوها رو بخاطر این میکنیم که به قول بچهها مثل سال پیش حوصله کلی حرف زدن و مخ زدن نداریم. سال پیش توی یک ماه اول ۳ تا از دبیرامون رو عوض کردیم. شیمی، هندسه، ریاضی
راستی. تا حالا یه دفتر خاطرات داشتین؟؟ من یکی دارم. روی کامپیوترمه. روی http://localhost/. یه سیستم وبلاگ هست که من از اون به عنوان دفترچه خارات استفاده میکنم. فقط هم خودم و خودم وقتی کامپیوترم رو روشن میکنم میتونم ببینمش. باحاله نه؟؟
فعلا همین
تا بعد
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۳۱ شهریور ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۳۸
سلام ملت.
خوبین؟؟ خوشین؟؟ دیشب خواستم که دوباره بنویسم. بنویس مدرسهها شروع میشن و اینات. ولی دیدم واقعا الناز راست میگه: یه grin که تا هیپوفیز میره.
مصلا فردا اول مهره و من دوباره باید برم سرکلاس ولی اصلا ناراحت نیستم. یعنی به قولی خیالی نیست.
دیروز بعداز یه مدت خیلی طولانی متحول شدم. داشتم یه کاری رو میکردم. ولی دیدم توش موفق نمیشم بخ خودم گفتم باید خودم رو بخ خودم نشون بدم. حداثل باید به خودم ثابت کنم که میتونم. ثابت کردم. ثابت کردم که میتونم اونجوری باشم که میخوام. با مشکلات مبارزه کنم. به قول شرکت EA که میگه: CHALLENGE EVRYTHING. چرا وقتی احساس میکنیم داریم شکست میخوریم میکشیم کنار. چرا دوباره سعی نمیکنیم؟ تلاشمون رو نمیکنیم؟؟ من دیشب فهمیدم که بهتره آدم بخاطر هدفش بمیره ولی بهش برسه جتی اگر نرسید میگن تلاش خودش رو کرده. به قولی: اگر قراره از یه آسمون خراش بیافتی بهتره از طبقهی آخر بیافتی (مثلا اگر ۱۳۰ طبقه داره از همون طبقهی ۱۳۰)
امروز قراره با بروبچز بریم مدرسه. بریم برنامه کلاس ها رو بگیریم و بیایم. سومیهای سال پیش که خیلی بیکاری توی هفته داشتن. خداکنه ما هم همینجوری باشیم. خداکنه معلم فیزیکمون مقصود باشه. خداکنه عاقبتی معلم شیمی نباشه.
البته بگم: این آرزوها رو بخاطر این میکنیم که به قول بچهها مثل سال پیش حوصله کلی حرف زدن و مخ زدن نداریم. سال پیش توی یک ماه اول ۳ تا از دبیرامون رو عوض کردیم. شیمی، هندسه، ریاضی
راستی. تا حالا یه دفتر خاطرات داشتین؟؟ من یکی دارم. روی کامپیوترمه. روی http://localhost/. یه سیستم وبلاگ هست که من از اون به عنوان دفترچه خارات استفاده میکنم. فقط هم خودم و خودم وقتی کامپیوترم رو روشن میکنم میتونم ببینمش. باحاله نه؟؟
فعلا همین
تا بعد
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۳۱ شهریور ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۳۸
سلام ملت.
خوبین؟؟ خوشین؟؟ دیشب خواستم که دوباره بنویسم. بنویس مدرسهها شروع میشن و اینات. ولی دیدم واقعا الناز راست میگه: یه grin که تا هیپوفیز میره.
مصلا فردا اول مهره و من دوباره باید برم سرکلاس ولی اصلا ناراحت نیستم. یعنی به قولی خیالی نیست.
دیروز بعداز یه مدت خیلی طولانی متحول شدم. داشتم یه کاری رو میکردم. ولی دیدم توش موفق نمیشم بخ خودم گفتم باید خودم رو بخ خودم نشون بدم. حداثل باید به خودم ثابت کنم که میتونم. ثابت کردم. ثابت کردم که میتونم اونجوری باشم که میخوام. با مشکلات مبارزه کنم. به قول شرکت EA که میگه: CHALLENGE EVRYTHING. چرا وقتی احساس میکنیم داریم شکست میخوریم میکشیم کنار. چرا دوباره سعی نمیکنیم؟ تلاشمون رو نمیکنیم؟؟ من دیشب فهمیدم که بهتره آدم بخاطر هدفش بمیره ولی بهش برسه جتی اگر نرسید میگن تلاش خودش رو کرده. به قولی: اگر قراره از یه آسمون خراش بیافتی بهتره از طبقهی آخر بیافتی (مثلا اگر ۱۳۰ طبقه داره از همون طبقهی ۱۳۰)
امروز قراره با بروبچز بریم مدرسه. بریم برنامه کلاس ها رو بگیریم و بیایم. سومیهای سال پیش که خیلی بیکاری توی هفته داشتن. خداکنه ما هم همینجوری باشیم. خداکنه معلم فیزیکمون مقصود باشه. خداکنه عاقبتی معلم شیمی نباشه.
البته بگم: این آرزوها رو بخاطر این میکنیم که به قول بچهها مثل سال پیش حوصله کلی حرف زدن و مخ زدن نداریم. سال پیش توی یک ماه اول ۳ تا از دبیرامون رو عوض کردیم. شیمی، هندسه، ریاضی
راستی. تا حالا یه دفتر خاطرات داشتین؟؟ من یکی دارم. روی کامپیوترمه. روی http://localhost/. یه سیستم وبلاگ هست که من از اون به عنوان دفترچه خارات استفاده میکنم. فقط هم خودم و خودم وقتی کامپیوترم رو روشن میکنم میتونم ببینمش. باحاله نه؟؟
فعلا همین
تا بعد
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۳۱ شهریور ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۳۸
سلام ملت.
خوبین؟؟ خوشین؟؟ دیشب خواستم که دوباره بنویسم. بنویس مدرسهها شروع میشن و اینات. ولی دیدم واقعا الناز راست میگه: یه grin که تا هیپوفیز میره.
مصلا فردا اول مهره و من دوباره باید برم سرکلاس ولی اصلا ناراحت نیستم. یعنی به قولی خیالی نیست.
دیروز بعداز یه مدت خیلی طولانی متحول شدم. داشتم یه کاری رو میکردم. ولی دیدم توش موفق نمیشم بخ خودم گفتم باید خودم رو بخ خودم نشون بدم. حداثل باید به خودم ثابت کنم که میتونم. ثابت کردم. ثابت کردم که میتونم اونجوری باشم که میخوام. با مشکلات مبارزه کنم. به قول شرکت EA که میگه: CHALLENGE EVRYTHING. چرا وقتی احساس میکنیم داریم شکست میخوریم میکشیم کنار. چرا دوباره سعی نمیکنیم؟ تلاشمون رو نمیکنیم؟؟ من دیشب فهمیدم که بهتره آدم بخاطر هدفش بمیره ولی بهش برسه جتی اگر نرسید میگن تلاش خودش رو کرده. به قولی: اگر قراره از یه آسمون خراش بیافتی بهتره از طبقهی آخر بیافتی (مثلا اگر ۱۳۰ طبقه داره از همون طبقهی ۱۳۰)
امروز قراره با بروبچز بریم مدرسه. بریم برنامه کلاس ها رو بگیریم و بیایم. سومیهای سال پیش که خیلی بیکاری توی هفته داشتن. خداکنه ما هم همینجوری باشیم. خداکنه معلم فیزیکمون مقصود باشه. خداکنه عاقبتی معلم شیمی نباشه.
البته بگم: این آرزوها رو بخاطر این میکنیم که به قول بچهها مثل سال پیش حوصله کلی حرف زدن و مخ زدن نداریم. سال پیش توی یک ماه اول ۳ تا از دبیرامون رو عوض کردیم. شیمی، هندسه، ریاضی
راستی. تا حالا یه دفتر خاطرات داشتین؟؟ من یکی دارم. روی کامپیوترمه. روی http://localhost/. یه سیستم وبلاگ هست که من از اون به عنوان دفترچه خارات استفاده میکنم. فقط هم خودم و خودم وقتی کامپیوترم رو روشن میکنم میتونم ببینمش. باحاله نه؟؟
فعلا همین
تا بعد
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۳۱ شهریور ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۳۸
سلام ملت.
خوبین؟؟ خوشین؟؟ دیشب خواستم که دوباره بنویسم. بنویس مدرسهها شروع میشن و اینات. ولی دیدم واقعا الناز راست میگه: یه grin که تا هیپوفیز میره.
مصلا فردا اول مهره و من دوباره باید برم سرکلاس ولی اصلا ناراحت نیستم. یعنی به قولی خیالی نیست.
دیروز بعداز یه مدت خیلی طولانی متحول شدم. داشتم یه کاری رو میکردم. ولی دیدم توش موفق نمیشم بخ خودم گفتم باید خودم رو بخ خودم نشون بدم. حداثل باید به خودم ثابت کنم که میتونم. ثابت کردم. ثابت کردم که میتونم اونجوری باشم که میخوام. با مشکلات مبارزه کنم. به قول شرکت EA که میگه: CHALLENGE EVRYTHING. چرا وقتی احساس میکنیم داریم شکست میخوریم میکشیم کنار. چرا دوباره سعی نمیکنیم؟ تلاشمون رو نمیکنیم؟؟ من دیشب فهمیدم که بهتره آدم بخاطر هدفش بمیره ولی بهش برسه جتی اگر نرسید میگن تلاش خودش رو کرده. به قولی: اگر قراره از یه آسمون خراش بیافتی بهتره از طبقهی آخر بیافتی (مثلا اگر ۱۳۰ طبقه داره از همون طبقهی ۱۳۰)
امروز قراره با بروبچز بریم مدرسه. بریم برنامه کلاس ها رو بگیریم و بیایم. سومیهای سال پیش که خیلی بیکاری توی هفته داشتن. خداکنه ما هم همینجوری باشیم. خداکنه معلم فیزیکمون مقصود باشه. خداکنه عاقبتی معلم شیمی نباشه.
البته بگم: این آرزوها رو بخاطر این میکنیم که به قول بچهها مثل سال پیش حوصله کلی حرف زدن و مخ زدن نداریم. سال پیش توی یک ماه اول ۳ تا از دبیرامون رو عوض کردیم. شیمی، هندسه، ریاضی
راستی. تا حالا یه دفتر خاطرات داشتین؟؟ من یکی دارم. روی کامپیوترمه. روی http://localhost/. یه سیستم وبلاگ هست که من از اون به عنوان دفترچه خارات استفاده میکنم. فقط هم خودم و خودم وقتی کامپیوترم رو روشن میکنم میتونم ببینمش. باحاله نه؟؟
فعلا همین
تا بعد
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۲۸ شهریور ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۴۵
سلام. خوبین؟؟ منم بدک نیستم.
دیدن چقدر داره زود میگذره؟؟امروزم شد ۲۸ شهریور و چهارشنبه اول مهر و دوباره کلاسها از شنبه شروع میشن.
اول تابستون میگفتیم هی چقدر ۹ ماه زود گذشت. تابستون شروع شد. ولی الآن میگیم چقدر زود گذشت این ۳ ماه و دوبارشه شروع شد.
منم امسال میرم سال سوم ریاضی. امتحان نهایی دارم. سال دیگه کنکور دارم. باید از الآن شروع کنم. اگر واقعا میخوام یه کارهای بشم. چون ما پسرا مثل دخترا نیستیم که بتونیم دوبار بیشترک امتحان بدیم. دوسال امتحان بده بعد بفرما سربازی.
درکل. میخوام بگم امسال میخوام بکوب بخونم برای امسال و سال دیگه. درسته دوسال دیگه هنوز ولی معدل سال سوم توی کنکور تاثیر داره.
امیدوارم خوش باشین.
فعلا بای
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۲۸ شهریور ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۴۵
سلام. خوبین؟؟ منم بدک نیستم.
دیدن چقدر داره زود میگذره؟؟امروزم شد ۲۸ شهریور و چهارشنبه اول مهر و دوباره کلاسها از شنبه شروع میشن.
اول تابستون میگفتیم هی چقدر ۹ ماه زود گذشت. تابستون شروع شد. ولی الآن میگیم چقدر زود گذشت این ۳ ماه و دوبارشه شروع شد.
منم امسال میرم سال سوم ریاضی. امتحان نهایی دارم. سال دیگه کنکور دارم. باید از الآن شروع کنم. اگر واقعا میخوام یه کارهای بشم. چون ما پسرا مثل دخترا نیستیم که بتونیم دوبار بیشترک امتحان بدیم. دوسال امتحان بده بعد بفرما سربازی.
درکل. میخوام بگم امسال میخوام بکوب بخونم برای امسال و سال دیگه. درسته دوسال دیگه هنوز ولی معدل سال سوم توی کنکور تاثیر داره.
امیدوارم خوش باشین.
فعلا بای
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۲۸ شهریور ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۴۵
سلام. خوبین؟؟ منم بدک نیستم.
دیدن چقدر داره زود میگذره؟؟امروزم شد ۲۸ شهریور و چهارشنبه اول مهر و دوباره کلاسها از شنبه شروع میشن.
اول تابستون میگفتیم هی چقدر ۹ ماه زود گذشت. تابستون شروع شد. ولی الآن میگیم چقدر زود گذشت این ۳ ماه و دوبارشه شروع شد.
منم امسال میرم سال سوم ریاضی. امتحان نهایی دارم. سال دیگه کنکور دارم. باید از الآن شروع کنم. اگر واقعا میخوام یه کارهای بشم. چون ما پسرا مثل دخترا نیستیم که بتونیم دوبار بیشترک امتحان بدیم. دوسال امتحان بده بعد بفرما سربازی.
درکل. میخوام بگم امسال میخوام بکوب بخونم برای امسال و سال دیگه. درسته دوسال دیگه هنوز ولی معدل سال سوم توی کنکور تاثیر داره.
امیدوارم خوش باشین.
فعلا بای
در زمینه Uncategorized
بدون جواب