۶ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۱۲
سلام
خوبین خوشین؟ سلامتین؟
این شانسی که من دارم مال موجودی ست چهارپا که رفیق قدیمی خودمون باشه. من موندم. چه چیزی در جمال بی مثال بنده یافت میشود که این موجودات به من هی گیر میدن. ۲ یا ۳ ماه پیش داشتم توی کوچه راه میرفتم. از مدرسه برمیگشتم. به ناگه یه پیکان گشت اگاهی کنار پای بنده ترمزید: جرا پرسه میزنی. آخ خدا. این چه شانسی هست؟ بعداز این همه بدبختی این هم بیاد گیر بده به آدم. کلید درآوردم نشونشون دادم گفتم میرم خونه. راهشون کشیدن رفتن.
حالا این سری چی شده. چند روز پیش داشتم از پیش یکی از دوستام برمیگشتم. جیبام پر از نخود و کیشمیش. من داشتم لذت میبردم که این جوونا رو میبینم که دوتا دوتا با هم راه میرن. به ناگه دو موجود انصار به من گیر میدن: اینجا چیکار میکنی. حالا کار ندارم که بقیه ش چی میشه. آخه چوپون، این همه آدم دارن جفت جفت با هم راه میرن، تو عدل اومدی گیر دادی به من؟ چه شانسی من دارم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۶ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۱۲
سلام
خوبین خوشین؟ سلامتین؟
این شانسی که من دارم مال موجودی ست چهارپا که رفیق قدیمی خودمون باشه. من موندم. چه چیزی در جمال بی مثال بنده یافت میشود که این موجودات به من هی گیر میدن. ۲ یا ۳ ماه پیش داشتم توی کوچه راه میرفتم. از مدرسه برمیگشتم. به ناگه یه پیکان گشت اگاهی کنار پای بنده ترمزید: جرا پرسه میزنی. آخ خدا. این چه شانسی هست؟ بعداز این همه بدبختی این هم بیاد گیر بده به آدم. کلید درآوردم نشونشون دادم گفتم میرم خونه. راهشون کشیدن رفتن.
حالا این سری چی شده. چند روز پیش داشتم از پیش یکی از دوستام برمیگشتم. جیبام پر از نخود و کیشمیش. من داشتم لذت میبردم که این جوونا رو میبینم که دوتا دوتا با هم راه میرن. به ناگه دو موجود انصار به من گیر میدن: اینجا چیکار میکنی. حالا کار ندارم که بقیه ش چی میشه. آخه چوپون، این همه آدم دارن جفت جفت با هم راه میرن، تو عدل اومدی گیر دادی به من؟ چه شانسی من دارم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۶ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۱۲
سلام
خوبین خوشین؟ سلامتین؟
این شانسی که من دارم مال موجودی ست چهارپا که رفیق قدیمی خودمون باشه. من موندم. چه چیزی در جمال بی مثال بنده یافت میشود که این موجودات به من هی گیر میدن. ۲ یا ۳ ماه پیش داشتم توی کوچه راه میرفتم. از مدرسه برمیگشتم. به ناگه یه پیکان گشت اگاهی کنار پای بنده ترمزید: جرا پرسه میزنی. آخ خدا. این چه شانسی هست؟ بعداز این همه بدبختی این هم بیاد گیر بده به آدم. کلید درآوردم نشونشون دادم گفتم میرم خونه. راهشون کشیدن رفتن.
حالا این سری چی شده. چند روز پیش داشتم از پیش یکی از دوستام برمیگشتم. جیبام پر از نخود و کیشمیش. من داشتم لذت میبردم که این جوونا رو میبینم که دوتا دوتا با هم راه میرن. به ناگه دو موجود انصار به من گیر میدن: اینجا چیکار میکنی. حالا کار ندارم که بقیه ش چی میشه. آخه چوپون، این همه آدم دارن جفت جفت با هم راه میرن، تو عدل اومدی گیر دادی به من؟ چه شانسی من دارم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۶ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۱۲
سلام
خوبین خوشین؟ سلامتین؟
این شانسی که من دارم مال موجودی ست چهارپا که رفیق قدیمی خودمون باشه. من موندم. چه چیزی در جمال بی مثال بنده یافت میشود که این موجودات به من هی گیر میدن. ۲ یا ۳ ماه پیش داشتم توی کوچه راه میرفتم. از مدرسه برمیگشتم. به ناگه یه پیکان گشت اگاهی کنار پای بنده ترمزید: جرا پرسه میزنی. آخ خدا. این چه شانسی هست؟ بعداز این همه بدبختی این هم بیاد گیر بده به آدم. کلید درآوردم نشونشون دادم گفتم میرم خونه. راهشون کشیدن رفتن.
حالا این سری چی شده. چند روز پیش داشتم از پیش یکی از دوستام برمیگشتم. جیبام پر از نخود و کیشمیش. من داشتم لذت میبردم که این جوونا رو میبینم که دوتا دوتا با هم راه میرن. به ناگه دو موجود انصار به من گیر میدن: اینجا چیکار میکنی. حالا کار ندارم که بقیه ش چی میشه. آخه چوپون، این همه آدم دارن جفت جفت با هم راه میرن، تو عدل اومدی گیر دادی به من؟ چه شانسی من دارم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۶ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۱۲
سلام
خوبین خوشین؟ سلامتین؟
این شانسی که من دارم مال موجودی ست چهارپا که رفیق قدیمی خودمون باشه. من موندم. چه چیزی در جمال بی مثال بنده یافت میشود که این موجودات به من هی گیر میدن. ۲ یا ۳ ماه پیش داشتم توی کوچه راه میرفتم. از مدرسه برمیگشتم. به ناگه یه پیکان گشت اگاهی کنار پای بنده ترمزید: جرا پرسه میزنی. آخ خدا. این چه شانسی هست؟ بعداز این همه بدبختی این هم بیاد گیر بده به آدم. کلید درآوردم نشونشون دادم گفتم میرم خونه. راهشون کشیدن رفتن.
حالا این سری چی شده. چند روز پیش داشتم از پیش یکی از دوستام برمیگشتم. جیبام پر از نخود و کیشمیش. من داشتم لذت میبردم که این جوونا رو میبینم که دوتا دوتا با هم راه میرن. به ناگه دو موجود انصار به من گیر میدن: اینجا چیکار میکنی. حالا کار ندارم که بقیه ش چی میشه. آخه چوپون، این همه آدم دارن جفت جفت با هم راه میرن، تو عدل اومدی گیر دادی به من؟ چه شانسی من دارم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۶ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۱۲
سلام
خوبین خوشین؟ سلامتین؟
این شانسی که من دارم مال موجودی ست چهارپا که رفیق قدیمی خودمون باشه. من موندم. چه چیزی در جمال بی مثال بنده یافت میشود که این موجودات به من هی گیر میدن. ۲ یا ۳ ماه پیش داشتم توی کوچه راه میرفتم. از مدرسه برمیگشتم. به ناگه یه پیکان گشت اگاهی کنار پای بنده ترمزید: جرا پرسه میزنی. آخ خدا. این چه شانسی هست؟ بعداز این همه بدبختی این هم بیاد گیر بده به آدم. کلید درآوردم نشونشون دادم گفتم میرم خونه. راهشون کشیدن رفتن.
حالا این سری چی شده. چند روز پیش داشتم از پیش یکی از دوستام برمیگشتم. جیبام پر از نخود و کیشمیش. من داشتم لذت میبردم که این جوونا رو میبینم که دوتا دوتا با هم راه میرن. به ناگه دو موجود انصار به من گیر میدن: اینجا چیکار میکنی. حالا کار ندارم که بقیه ش چی میشه. آخه چوپون، این همه آدم دارن جفت جفت با هم راه میرن، تو عدل اومدی گیر دادی به من؟ چه شانسی من دارم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۶ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۱۲
سلام
خوبین خوشین؟ سلامتین؟
این شانسی که من دارم مال موجودی ست چهارپا که رفیق قدیمی خودمون باشه. من موندم. چه چیزی در جمال بی مثال بنده یافت میشود که این موجودات به من هی گیر میدن. ۲ یا ۳ ماه پیش داشتم توی کوچه راه میرفتم. از مدرسه برمیگشتم. به ناگه یه پیکان گشت اگاهی کنار پای بنده ترمزید: جرا پرسه میزنی. آخ خدا. این چه شانسی هست؟ بعداز این همه بدبختی این هم بیاد گیر بده به آدم. کلید درآوردم نشونشون دادم گفتم میرم خونه. راهشون کشیدن رفتن.
حالا این سری چی شده. چند روز پیش داشتم از پیش یکی از دوستام برمیگشتم. جیبام پر از نخود و کیشمیش. من داشتم لذت میبردم که این جوونا رو میبینم که دوتا دوتا با هم راه میرن. به ناگه دو موجود انصار به من گیر میدن: اینجا چیکار میکنی. حالا کار ندارم که بقیه ش چی میشه. آخه چوپون، این همه آدم دارن جفت جفت با هم راه میرن، تو عدل اومدی گیر دادی به من؟ چه شانسی من دارم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۵ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۳۲
سلام
خوبین خوشین؟ سلامتین؟
حتما میکین این دیوونه دوباه هم لوگو رو عوض کرده هم قالب رو. . آخه میدونین این آخرین قالبی هست که من برای اینجا میذارم و فقط این قالب رو به دوستانم میدم. این قالب رو ۲ یا ۳ ماه پیش کارش رو شروع کردم. ولی بعداز یه مدت کار کردن روی گرافیکش ولش کردم. هفته پیش دوباره اومدم سراغش. یکم ماست مالی کردم و این رو تحویل داد. دیشب کار HTML قالب رو شروع کردم. چون با Adobe Image Ready داشتم کار میکردم یه مشکلی داشت که اگر توی وبلاگ میومد خراب میشد هر کار هم میکردم درست نمیشد. ۵ ساعت شب روش کار کردم که تنها موفقیتم توی این مدت درست کردن گرافیک قالب بود. صبح ساعت ۶٫۵ بلند شدم تا ساعت ۱۰٫۵ طول کشید تا قالب درست شد. من این قالب رو برای خودم و دوستم آماده کردم.
لوگو رو هم عوض کردم. چون اولین لوگو دیگه خیلی قدیمی شده بود دومیش ربطی به ماجرا نداشت حالا سومیش یه چیزی. باز قابل تحمل هست.
همین. فکر کنم دیگه این آخرین قالب باشه. چون برعکس بقیه قالبهام ازش راضی هستم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۵ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۳۲
سلام
خوبین خوشین؟ سلامتین؟
حتما میکین این دیوونه دوباه هم لوگو رو عوض کرده هم قالب رو. . آخه میدونین این آخرین قالبی هست که من برای اینجا میذارم و فقط این قالب رو به دوستانم میدم. این قالب رو ۲ یا ۳ ماه پیش کارش رو شروع کردم. ولی بعداز یه مدت کار کردن روی گرافیکش ولش کردم. هفته پیش دوباره اومدم سراغش. یکم ماست مالی کردم و این رو تحویل داد. دیشب کار HTML قالب رو شروع کردم. چون با Adobe Image Ready داشتم کار میکردم یه مشکلی داشت که اگر توی وبلاگ میومد خراب میشد هر کار هم میکردم درست نمیشد. ۵ ساعت شب روش کار کردم که تنها موفقیتم توی این مدت درست کردن گرافیک قالب بود. صبح ساعت ۶٫۵ بلند شدم تا ساعت ۱۰٫۵ طول کشید تا قالب درست شد. من این قالب رو برای خودم و دوستم آماده کردم.
لوگو رو هم عوض کردم. چون اولین لوگو دیگه خیلی قدیمی شده بود دومیش ربطی به ماجرا نداشت حالا سومیش یه چیزی. باز قابل تحمل هست.
همین. فکر کنم دیگه این آخرین قالب باشه. چون برعکس بقیه قالبهام ازش راضی هستم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب
۵ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۳۲
سلام
خوبین خوشین؟ سلامتین؟
حتما میکین این دیوونه دوباه هم لوگو رو عوض کرده هم قالب رو. . آخه میدونین این آخرین قالبی هست که من برای اینجا میذارم و فقط این قالب رو به دوستانم میدم. این قالب رو ۲ یا ۳ ماه پیش کارش رو شروع کردم. ولی بعداز یه مدت کار کردن روی گرافیکش ولش کردم. هفته پیش دوباره اومدم سراغش. یکم ماست مالی کردم و این رو تحویل داد. دیشب کار HTML قالب رو شروع کردم. چون با Adobe Image Ready داشتم کار میکردم یه مشکلی داشت که اگر توی وبلاگ میومد خراب میشد هر کار هم میکردم درست نمیشد. ۵ ساعت شب روش کار کردم که تنها موفقیتم توی این مدت درست کردن گرافیک قالب بود. صبح ساعت ۶٫۵ بلند شدم تا ساعت ۱۰٫۵ طول کشید تا قالب درست شد. من این قالب رو برای خودم و دوستم آماده کردم.
لوگو رو هم عوض کردم. چون اولین لوگو دیگه خیلی قدیمی شده بود دومیش ربطی به ماجرا نداشت حالا سومیش یه چیزی. باز قابل تحمل هست.
همین. فکر کنم دیگه این آخرین قالب باشه. چون برعکس بقیه قالبهام ازش راضی هستم.
در زمینه Uncategorized
بدون جواب