سلام


خوبین؟ خوشین سلامتین؟


میخوام یه مدت برم توی ترک، برم توی ترک اینترنت ممکنه تا یک هفته


میخوام بزنم توی دنده خرخونی، آخه بابا من یک ماه دیگه ترم دوم امتحان دارم. کم هم که نیستن: ریاضی، فیزیک، شیمی، هندسه، عربی(شکلک حال به هم خوردن)، بینش که معلم تا آخر کتاب تقریبا ۶۰۰ سوال داده. شوخی نمیکنم. بچه ها شمردن. تقریبا ۶۰۰ سوال هست بعضی از سوالها یک صفحه جواب داره


فقط میترسم که E-mail منفجر شه چون من هر روز حداقل ۴۰۰ Bulk Mail دارم و تقریبا ۱۰ Mail عادی. اگر همین وضع پیش بره میترسم E-mail منهدم بشه


یه چیزایی براتون میذارم برای خالی نبودن عرضه که روی هارد پیداشون کردم


 


اولیش امتحلن عشق واقعی هست:


اگر یک نفر به شما گفت که دوستتان دارد


۱-ازش بپرسید دودوتا چقدر میشود ؛بعد سریعا واکنش را یادداشت و بررسی کنید.


توجه:اکثر آدم ها این جور مواقع کم می اورند و بی خیال میشوند.


۲-یک سیلی در گوشش بزنید.


توجه: اکثر آدمها اینجور مواقع یا به صورت شما سیلی میزنند یا نمی زنند.


۳-یک لگد به ساق پایش بزنید ؛بعد داد و هوار کنید که دزد کیفتان را زده است.


توجه:اکثر گربه دزدها وقتی چوب را برداری در میروند.


۴-یک خنده حسابی بکنید؛به صورت قاهقاه جادوگرانه…بعد هم چشمهایتان را چپ کنید.


توجه: آدمهای ترسو این جور مواقع شناخته می شوند؛خرافاتی ها در درجه اول قرار دارند.


۵- دستمال را بردارید و یک فین حسابی بکنید.


توجه:اگر شما را دوست داردباید تمام خصوصییاتتان را دوست داشته باشد ؛ بالاخره آدم آدم است؛آمدیم و یک روز سرما خوردید ؛نمیتوانید که فین ها را ذخیره کنید؛پس بهتر است که…


۶-خودتان را بزنید به خرییت و ازش ساعت بپرسید.


توجه: این تست آی کیوست و جوابش را میتوانید در کتاب شعور فلاسفه به قلم یکی از ش


اگردان سقراط که اسمش یادم نیست ؛پیدا کنید.


۷-خیلی جدی دو تا معلق بزنید ؛بعد هم شروع کنید به غلت زدن روی زمین و آواز خواندن…


توجه:این جوری میتوانید بفهمید جوات است یا نه؛فیلم هندی میبیند یا نه…


۸-رویتان را برگردانید؛یک اه بگویید و بعد بروید؛باید سریع از بین جمعییت عبور کنید تا نتواند پیدایتان کند؛حتی المقدور یک تکه دستمال یا خودکاری چیزی از خودتان روی زمین نشانه بگذارید.


توجه : این روش قدیمی شده ولی بسیار کارکرد خوبی دارد.


۹-یک چاقو در بیاورید و توی قلبش فرو کنید؛بعد هم قلب خودتان را پاره کنید.


توجه:مساله این است که عشق واقعی با ازدواج از بین میرود وعلاقه در سر و صدای بچه و پول آب و برق حل می شود. بهتر است عشق شما مثل عشق شیرین و فرهاد ماندگار باشدتا اینکه تبدیل به یک علاقه سطحی شود…


۱۰-خیلی ساده به او بگویید دوستش دارید.


توجه:این روش اصلا به درد نمیخورد؛طرف را پررو میکند؛آبرویتان را میبرد؛روسیاهتان می کند؛باعث می شودیارو از زیرش در برود؛باعث می شود فکر کند که چقدر شما احمق و ساده لوح هستید ؛باعث میشود فکر کند که عجله کرده و مجبور شود دوباره فکر کند… خیلی خطرناک است:ریسک بزرگی است : به دردسرش نمیارزد… نه!نه! خودتان را به فلاکت نیندازید :خواهش میکنم…


 


از مجله چلچراغ شماره۳۵ شرمین نادری


 


دومیش یه داستان کوتاه هست


خدا رفتگان شما رو بیامرزه.خدا بیامرز آقام که رفت؛نمیدونید چه قیامتی شد.یک محله بود و یک آقام.اهالی محل هم انصافا تو مراسمش سنگ تموم گذاشتن.هیچ کدوم از ما حال و روزمونو نمیدونستیم.تازه اون موقع من سنی نداشتم.


اما حالا…باز دخترکم زهرا.انگار ناف این بچه رو با بدبختی بریدن؛از هیچ چی شانس نیاورده.الانم ببین چه جوری داره خودشو میزنه.از بچه مردم توقع ندارم اما دو تا پسر بزرگ کردم عین خروس جنگی به هم می پرن.جفتشون به باباشون کشیدن.خوش لباسیشون هم به اون یزید رفته.تصدق همون قیافه و سر و وضعش بود که تونست من دختر حاج آقا عباسی رو خام کنه.


هی…هی…این جا هم چقدر تاریکه؛سنگو که بذارن چی میشه.خدا کنه لااقل شبای جمعه بیان دیدنم.من که یه شب جمعه نشد نرم قبرستون فاتحه.


 


سومیش بازم یه داستان کوتاه هست


تند و تند قدم برمی داری .


به هیچ چی نگاه نمی کنی .


بهت تنه می زنن .


بهشون تنه می زنی .


بوی عطر آشغالشون رو تحمل می کنی .


می خندن ، زر می زنن ، جیغ می زنن ؛ دود سیگار حوالت می دن , هیچی نمی گی , رد می شی .


داری یخ می بندی


دلت می خواد بری یه جای گرم ….


از بین پسرای قد بلند و موهای ژل زده شون رد می شی .


از لابه لای دخترای خوشگل و خنده های بلندشون می گذری .


هیچکس بهت نگاه نمی کنه .


هیچکس حست نمی کنه .


توی این دنیا هیچکس درکت نکرده … هیچکس .


تنهایی واست شده یه عادت .


یه عادت تکراری … یه عادت تلخ و سیاه .


تند و تند قدم بر می داری .


دل کوچیکت تاپ تاپ می زنه … یه روزگاری عاشق بودی و حالا ….


بلاخره اونو از دور می بینی .


گرم می شی .


حس می کنی خود خودشه .


همونی که منتظرش بودی .


اونم تنهاست .


مثه خودت .


بهت نگاه می کنه .


بهش نگاه می کنی .


اون میاد جلو … تو وامیستی و اومدنشو نگاه می کنی .


رخ به رخت وامیسته … چشای سیاهشو توی چشات می دوزه .


همونجا عاشقش می شی .


دستای کوچیکشو می گیری توی دستت .


دستای سردت داغ می شه .


لبخند می زنه … تو هم می خندی .


برای شام دعوتش می کنی .


اونم با یه لبخند قبول می کنه .


هر دو تند و تند از لا به لای آدمای گیج و بی مصرف رد می شین .


یه رستوران شیک رو نشون می کنی .


تو جلوتر می ری … اونم کمی آرومتر پشت سرته .


امشب چه شب خوبی می تونه باشه .


همه غم و غصه هاتو فراموش می کنی .


یهو یه صدای وحشتناک تو رو به خودت میاره .


تلپ …..


بر می گردی .


خشکت می زنه … بدن له شده اونو می بینی که روی زمین پخش شده .


می خوای داد بزنی نعره بکشی … ولی فقط اشکه که از توی چشات می زنه بیرون .


لاستیک دوچرخه رد خون اونو تا چند متر اونطرفتر با خودش می بره .


ایندفه هم عشقتو از دست می دی .


مثه خیلی دفه های دیگه .


هنوز برق چشای درشت و سیاهشو جلوی چشات حس می کنی .


بغض توی گلوت می شکنه .


بلند بلند گریه می کنی وبا تموم وجود داد می زنی :


- من نمی خوام سوسک باشم .


 


سومیش هم یه خبر نه چندان خوشایند هست


اینکه یه سری هکر مقداری از Source ویندوز رو گذاشتن روی اینترنت و مایکروسافت هم اعلام کرده که این مقدار ۲۹% از Source ویندوز هست. بعدش گفته که با این کدها نمیشه ۱۰۰% Source  ویندوز رو خوند و فقط آدمهای حرفه ای میتونن این کدها رو بخونن. خوب آدم عاقل خوب مطمئنا آدم خیلی حرفه ای بوده که این Source هارو خونده دیگه. تازه ۲ چیز دیگه به وسط میان، اینکه مطمئنا مایکروسافت یکم دروغ مالیده توش و گفته ۲۹% و بیشتر از این حرفا لو رفته. دوم اینکه هکرها خر هستن اگر تمام چیزی که لو رفته رو بذارن توی اینترنت. حالا مردم نگران این هستن که تاحالا ویروس ها از طریق سوراخهای ویندوز میومدن تو حالا بفرمایین تو دم در بده. حالا مایکروسافت نگران اینه که رقبا اشکالهای ویندوز رو کشف میکنن میان یه حالی به بازار میدن.


فکر کنم به اندازه یه هفته نوشتم. کاری ندارین؟


بای

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

سلام


خوبین؟ خوشین سلامتین؟


میخوام یه مدت برم توی ترک، برم توی ترک اینترنت ممکنه تا یک هفته


میخوام بزنم توی دنده خرخونی، آخه بابا من یک ماه دیگه ترم دوم امتحان دارم. کم هم که نیستن: ریاضی، فیزیک، شیمی، هندسه، عربی(شکلک حال به هم خوردن)، بینش که معلم تا آخر کتاب تقریبا ۶۰۰ سوال داده. شوخی نمیکنم. بچه ها شمردن. تقریبا ۶۰۰ سوال هست بعضی از سوالها یک صفحه جواب داره


فقط میترسم که E-mail منفجر شه چون من هر روز حداقل ۴۰۰ Bulk Mail دارم و تقریبا ۱۰ Mail عادی. اگر همین وضع پیش بره میترسم E-mail منهدم بشه


یه چیزایی براتون میذارم برای خالی نبودن عرضه که روی هارد پیداشون کردم


 


اولیش امتحلن عشق واقعی هست:


اگر یک نفر به شما گفت که دوستتان دارد


۱-ازش بپرسید دودوتا چقدر میشود ؛بعد سریعا واکنش را یادداشت و بررسی کنید.


توجه:اکثر آدم ها این جور مواقع کم می اورند و بی خیال میشوند.


۲-یک سیلی در گوشش بزنید.


توجه: اکثر آدمها اینجور مواقع یا به صورت شما سیلی میزنند یا نمی زنند.


۳-یک لگد به ساق پایش بزنید ؛بعد داد و هوار کنید که دزد کیفتان را زده است.


توجه:اکثر گربه دزدها وقتی چوب را برداری در میروند.


۴-یک خنده حسابی بکنید؛به صورت قاهقاه جادوگرانه…بعد هم چشمهایتان را چپ کنید.


توجه: آدمهای ترسو این جور مواقع شناخته می شوند؛خرافاتی ها در درجه اول قرار دارند.


۵- دستمال را بردارید و یک فین حسابی بکنید.


توجه:اگر شما را دوست داردباید تمام خصوصییاتتان را دوست داشته باشد ؛ بالاخره آدم آدم است؛آمدیم و یک روز سرما خوردید ؛نمیتوانید که فین ها را ذخیره کنید؛پس بهتر است که…


۶-خودتان را بزنید به خرییت و ازش ساعت بپرسید.


توجه: این تست آی کیوست و جوابش را میتوانید در کتاب شعور فلاسفه به قلم یکی از ش


اگردان سقراط که اسمش یادم نیست ؛پیدا کنید.


۷-خیلی جدی دو تا معلق بزنید ؛بعد هم شروع کنید به غلت زدن روی زمین و آواز خواندن…


توجه:این جوری میتوانید بفهمید جوات است یا نه؛فیلم هندی میبیند یا نه…


۸-رویتان را برگردانید؛یک اه بگویید و بعد بروید؛باید سریع از بین جمعییت عبور کنید تا نتواند پیدایتان کند؛حتی المقدور یک تکه دستمال یا خودکاری چیزی از خودتان روی زمین نشانه بگذارید.


توجه : این روش قدیمی شده ولی بسیار کارکرد خوبی دارد.


۹-یک چاقو در بیاورید و توی قلبش فرو کنید؛بعد هم قلب خودتان را پاره کنید.


توجه:مساله این است که عشق واقعی با ازدواج از بین میرود وعلاقه در سر و صدای بچه و پول آب و برق حل می شود. بهتر است عشق شما مثل عشق شیرین و فرهاد ماندگار باشدتا اینکه تبدیل به یک علاقه سطحی شود…


۱۰-خیلی ساده به او بگویید دوستش دارید.


توجه:این روش اصلا به درد نمیخورد؛طرف را پررو میکند؛آبرویتان را میبرد؛روسیاهتان می کند؛باعث می شودیارو از زیرش در برود؛باعث می شود فکر کند که چقدر شما احمق و ساده لوح هستید ؛باعث میشود فکر کند که عجله کرده و مجبور شود دوباره فکر کند… خیلی خطرناک است:ریسک بزرگی است : به دردسرش نمیارزد… نه!نه! خودتان را به فلاکت نیندازید :خواهش میکنم…


 


از مجله چلچراغ شماره۳۵ شرمین نادری


 


دومیش یه داستان کوتاه هست


خدا رفتگان شما رو بیامرزه.خدا بیامرز آقام که رفت؛نمیدونید چه قیامتی شد.یک محله بود و یک آقام.اهالی محل هم انصافا تو مراسمش سنگ تموم گذاشتن.هیچ کدوم از ما حال و روزمونو نمیدونستیم.تازه اون موقع من سنی نداشتم.


اما حالا…باز دخترکم زهرا.انگار ناف این بچه رو با بدبختی بریدن؛از هیچ چی شانس نیاورده.الانم ببین چه جوری داره خودشو میزنه.از بچه مردم توقع ندارم اما دو تا پسر بزرگ کردم عین خروس جنگی به هم می پرن.جفتشون به باباشون کشیدن.خوش لباسیشون هم به اون یزید رفته.تصدق همون قیافه و سر و وضعش بود که تونست من دختر حاج آقا عباسی رو خام کنه.


هی…هی…این جا هم چقدر تاریکه؛سنگو که بذارن چی میشه.خدا کنه لااقل شبای جمعه بیان دیدنم.من که یه شب جمعه نشد نرم قبرستون فاتحه.


 


سومیش بازم یه داستان کوتاه هست


تند و تند قدم برمی داری .


به هیچ چی نگاه نمی کنی .


بهت تنه می زنن .


بهشون تنه می زنی .


بوی عطر آشغالشون رو تحمل می کنی .


می خندن ، زر می زنن ، جیغ می زنن ؛ دود سیگار حوالت می دن , هیچی نمی گی , رد می شی .


داری یخ می بندی


دلت می خواد بری یه جای گرم ….


از بین پسرای قد بلند و موهای ژل زده شون رد می شی .


از لابه لای دخترای خوشگل و خنده های بلندشون می گذری .


هیچکس بهت نگاه نمی کنه .


هیچکس حست نمی کنه .


توی این دنیا هیچکس درکت نکرده … هیچکس .


تنهایی واست شده یه عادت .


یه عادت تکراری … یه عادت تلخ و سیاه .


تند و تند قدم بر می داری .


دل کوچیکت تاپ تاپ می زنه … یه روزگاری عاشق بودی و حالا ….


بلاخره اونو از دور می بینی .


گرم می شی .


حس می کنی خود خودشه .


همونی که منتظرش بودی .


اونم تنهاست .


مثه خودت .


بهت نگاه می کنه .


بهش نگاه می کنی .


اون میاد جلو … تو وامیستی و اومدنشو نگاه می کنی .


رخ به رخت وامیسته … چشای سیاهشو توی چشات می دوزه .


همونجا عاشقش می شی .


دستای کوچیکشو می گیری توی دستت .


دستای سردت داغ می شه .


لبخند می زنه … تو هم می خندی .


برای شام دعوتش می کنی .


اونم با یه لبخند قبول می کنه .


هر دو تند و تند از لا به لای آدمای گیج و بی مصرف رد می شین .


یه رستوران شیک رو نشون می کنی .


تو جلوتر می ری … اونم کمی آرومتر پشت سرته .


امشب چه شب خوبی می تونه باشه .


همه غم و غصه هاتو فراموش می کنی .


یهو یه صدای وحشتناک تو رو به خودت میاره .


تلپ …..


بر می گردی .


خشکت می زنه … بدن له شده اونو می بینی که روی زمین پخش شده .


می خوای داد بزنی نعره بکشی … ولی فقط اشکه که از توی چشات می زنه بیرون .


لاستیک دوچرخه رد خون اونو تا چند متر اونطرفتر با خودش می بره .


ایندفه هم عشقتو از دست می دی .


مثه خیلی دفه های دیگه .


هنوز برق چشای درشت و سیاهشو جلوی چشات حس می کنی .


بغض توی گلوت می شکنه .


بلند بلند گریه می کنی وبا تموم وجود داد می زنی :


- من نمی خوام سوسک باشم .


 


سومیش هم یه خبر نه چندان خوشایند هست


اینکه یه سری هکر مقداری از Source ویندوز رو گذاشتن روی اینترنت و مایکروسافت هم اعلام کرده که این مقدار ۲۹% از Source ویندوز هست. بعدش گفته که با این کدها نمیشه ۱۰۰% Source  ویندوز رو خوند و فقط آدمهای حرفه ای میتونن این کدها رو بخونن. خوب آدم عاقل خوب مطمئنا آدم خیلی حرفه ای بوده که این Source هارو خونده دیگه. تازه ۲ چیز دیگه به وسط میان، اینکه مطمئنا مایکروسافت یکم دروغ مالیده توش و گفته ۲۹% و بیشتر از این حرفا لو رفته. دوم اینکه هکرها خر هستن اگر تمام چیزی که لو رفته رو بذارن توی اینترنت. حالا مردم نگران این هستن که تاحالا ویروس ها از طریق سوراخهای ویندوز میومدن تو حالا بفرمایین تو دم در بده. حالا مایکروسافت نگران اینه که رقبا اشکالهای ویندوز رو کشف میکنن میان یه حالی به بازار میدن.


فکر کنم به اندازه یه هفته نوشتم. کاری ندارین؟


بای

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

سلام


خوبین؟ خوشین سلامتین؟


میخوام یه مدت برم توی ترک، برم توی ترک اینترنت ممکنه تا یک هفته


میخوام بزنم توی دنده خرخونی، آخه بابا من یک ماه دیگه ترم دوم امتحان دارم. کم هم که نیستن: ریاضی، فیزیک، شیمی، هندسه، عربی(شکلک حال به هم خوردن)، بینش که معلم تا آخر کتاب تقریبا ۶۰۰ سوال داده. شوخی نمیکنم. بچه ها شمردن. تقریبا ۶۰۰ سوال هست بعضی از سوالها یک صفحه جواب داره


فقط میترسم که E-mail منفجر شه چون من هر روز حداقل ۴۰۰ Bulk Mail دارم و تقریبا ۱۰ Mail عادی. اگر همین وضع پیش بره میترسم E-mail منهدم بشه


یه چیزایی براتون میذارم برای خالی نبودن عرضه که روی هارد پیداشون کردم


 


اولیش امتحلن عشق واقعی هست:


اگر یک نفر به شما گفت که دوستتان دارد


۱-ازش بپرسید دودوتا چقدر میشود ؛بعد سریعا واکنش را یادداشت و بررسی کنید.


توجه:اکثر آدم ها این جور مواقع کم می اورند و بی خیال میشوند.


۲-یک سیلی در گوشش بزنید.


توجه: اکثر آدمها اینجور مواقع یا به صورت شما سیلی میزنند یا نمی زنند.


۳-یک لگد به ساق پایش بزنید ؛بعد داد و هوار کنید که دزد کیفتان را زده است.


توجه:اکثر گربه دزدها وقتی چوب را برداری در میروند.


۴-یک خنده حسابی بکنید؛به صورت قاهقاه جادوگرانه…بعد هم چشمهایتان را چپ کنید.


توجه: آدمهای ترسو این جور مواقع شناخته می شوند؛خرافاتی ها در درجه اول قرار دارند.


۵- دستمال را بردارید و یک فین حسابی بکنید.


توجه:اگر شما را دوست داردباید تمام خصوصییاتتان را دوست داشته باشد ؛ بالاخره آدم آدم است؛آمدیم و یک روز سرما خوردید ؛نمیتوانید که فین ها را ذخیره کنید؛پس بهتر است که…


۶-خودتان را بزنید به خرییت و ازش ساعت بپرسید.


توجه: این تست آی کیوست و جوابش را میتوانید در کتاب شعور فلاسفه به قلم یکی از ش


اگردان سقراط که اسمش یادم نیست ؛پیدا کنید.


۷-خیلی جدی دو تا معلق بزنید ؛بعد هم شروع کنید به غلت زدن روی زمین و آواز خواندن…


توجه:این جوری میتوانید بفهمید جوات است یا نه؛فیلم هندی میبیند یا نه…


۸-رویتان را برگردانید؛یک اه بگویید و بعد بروید؛باید سریع از بین جمعییت عبور کنید تا نتواند پیدایتان کند؛حتی المقدور یک تکه دستمال یا خودکاری چیزی از خودتان روی زمین نشانه بگذارید.


توجه : این روش قدیمی شده ولی بسیار کارکرد خوبی دارد.


۹-یک چاقو در بیاورید و توی قلبش فرو کنید؛بعد هم قلب خودتان را پاره کنید.


توجه:مساله این است که عشق واقعی با ازدواج از بین میرود وعلاقه در سر و صدای بچه و پول آب و برق حل می شود. بهتر است عشق شما مثل عشق شیرین و فرهاد ماندگار باشدتا اینکه تبدیل به یک علاقه سطحی شود…


۱۰-خیلی ساده به او بگویید دوستش دارید.


توجه:این روش اصلا به درد نمیخورد؛طرف را پررو میکند؛آبرویتان را میبرد؛روسیاهتان می کند؛باعث می شودیارو از زیرش در برود؛باعث می شود فکر کند که چقدر شما احمق و ساده لوح هستید ؛باعث میشود فکر کند که عجله کرده و مجبور شود دوباره فکر کند… خیلی خطرناک است:ریسک بزرگی است : به دردسرش نمیارزد… نه!نه! خودتان را به فلاکت نیندازید :خواهش میکنم…


 


از مجله چلچراغ شماره۳۵ شرمین نادری


 


دومیش یه داستان کوتاه هست


خدا رفتگان شما رو بیامرزه.خدا بیامرز آقام که رفت؛نمیدونید چه قیامتی شد.یک محله بود و یک آقام.اهالی محل هم انصافا تو مراسمش سنگ تموم گذاشتن.هیچ کدوم از ما حال و روزمونو نمیدونستیم.تازه اون موقع من سنی نداشتم.


اما حالا…باز دخترکم زهرا.انگار ناف این بچه رو با بدبختی بریدن؛از هیچ چی شانس نیاورده.الانم ببین چه جوری داره خودشو میزنه.از بچه مردم توقع ندارم اما دو تا پسر بزرگ کردم عین خروس جنگی به هم می پرن.جفتشون به باباشون کشیدن.خوش لباسیشون هم به اون یزید رفته.تصدق همون قیافه و سر و وضعش بود که تونست من دختر حاج آقا عباسی رو خام کنه.


هی…هی…این جا هم چقدر تاریکه؛سنگو که بذارن چی میشه.خدا کنه لااقل شبای جمعه بیان دیدنم.من که یه شب جمعه نشد نرم قبرستون فاتحه.


 


سومیش بازم یه داستان کوتاه هست


تند و تند قدم برمی داری .


به هیچ چی نگاه نمی کنی .


بهت تنه می زنن .


بهشون تنه می زنی .


بوی عطر آشغالشون رو تحمل می کنی .


می خندن ، زر می زنن ، جیغ می زنن ؛ دود سیگار حوالت می دن , هیچی نمی گی , رد می شی .


داری یخ می بندی


دلت می خواد بری یه جای گرم ….


از بین پسرای قد بلند و موهای ژل زده شون رد می شی .


از لابه لای دخترای خوشگل و خنده های بلندشون می گذری .


هیچکس بهت نگاه نمی کنه .


هیچکس حست نمی کنه .


توی این دنیا هیچکس درکت نکرده … هیچکس .


تنهایی واست شده یه عادت .


یه عادت تکراری … یه عادت تلخ و سیاه .


تند و تند قدم بر می داری .


دل کوچیکت تاپ تاپ می زنه … یه روزگاری عاشق بودی و حالا ….


بلاخره اونو از دور می بینی .


گرم می شی .


حس می کنی خود خودشه .


همونی که منتظرش بودی .


اونم تنهاست .


مثه خودت .


بهت نگاه می کنه .


بهش نگاه می کنی .


اون میاد جلو … تو وامیستی و اومدنشو نگاه می کنی .


رخ به رخت وامیسته … چشای سیاهشو توی چشات می دوزه .


همونجا عاشقش می شی .


دستای کوچیکشو می گیری توی دستت .


دستای سردت داغ می شه .


لبخند می زنه … تو هم می خندی .


برای شام دعوتش می کنی .


اونم با یه لبخند قبول می کنه .


هر دو تند و تند از لا به لای آدمای گیج و بی مصرف رد می شین .


یه رستوران شیک رو نشون می کنی .


تو جلوتر می ری … اونم کمی آرومتر پشت سرته .


امشب چه شب خوبی می تونه باشه .


همه غم و غصه هاتو فراموش می کنی .


یهو یه صدای وحشتناک تو رو به خودت میاره .


تلپ …..


بر می گردی .


خشکت می زنه … بدن له شده اونو می بینی که روی زمین پخش شده .


می خوای داد بزنی نعره بکشی … ولی فقط اشکه که از توی چشات می زنه بیرون .


لاستیک دوچرخه رد خون اونو تا چند متر اونطرفتر با خودش می بره .


ایندفه هم عشقتو از دست می دی .


مثه خیلی دفه های دیگه .


هنوز برق چشای درشت و سیاهشو جلوی چشات حس می کنی .


بغض توی گلوت می شکنه .


بلند بلند گریه می کنی وبا تموم وجود داد می زنی :


- من نمی خوام سوسک باشم .


 


سومیش هم یه خبر نه چندان خوشایند هست


اینکه یه سری هکر مقداری از Source ویندوز رو گذاشتن روی اینترنت و مایکروسافت هم اعلام کرده که این مقدار ۲۹% از Source ویندوز هست. بعدش گفته که با این کدها نمیشه ۱۰۰% Source  ویندوز رو خوند و فقط آدمهای حرفه ای میتونن این کدها رو بخونن. خوب آدم عاقل خوب مطمئنا آدم خیلی حرفه ای بوده که این Source هارو خونده دیگه. تازه ۲ چیز دیگه به وسط میان، اینکه مطمئنا مایکروسافت یکم دروغ مالیده توش و گفته ۲۹% و بیشتر از این حرفا لو رفته. دوم اینکه هکرها خر هستن اگر تمام چیزی که لو رفته رو بذارن توی اینترنت. حالا مردم نگران این هستن که تاحالا ویروس ها از طریق سوراخهای ویندوز میومدن تو حالا بفرمایین تو دم در بده. حالا مایکروسافت نگران اینه که رقبا اشکالهای ویندوز رو کشف میکنن میان یه حالی به بازار میدن.


فکر کنم به اندازه یه هفته نوشتم. کاری ندارین؟


بای

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

سلام


خوبین؟ خوشین سلامتین؟


میخوام یه مدت برم توی ترک، برم توی ترک اینترنت ممکنه تا یک هفته


میخوام بزنم توی دنده خرخونی، آخه بابا من یک ماه دیگه ترم دوم امتحان دارم. کم هم که نیستن: ریاضی، فیزیک، شیمی، هندسه، عربی(شکلک حال به هم خوردن)، بینش که معلم تا آخر کتاب تقریبا ۶۰۰ سوال داده. شوخی نمیکنم. بچه ها شمردن. تقریبا ۶۰۰ سوال هست بعضی از سوالها یک صفحه جواب داره


فقط میترسم که E-mail منفجر شه چون من هر روز حداقل ۴۰۰ Bulk Mail دارم و تقریبا ۱۰ Mail عادی. اگر همین وضع پیش بره میترسم E-mail منهدم بشه


یه چیزایی براتون میذارم برای خالی نبودن عرضه که روی هارد پیداشون کردم


 


اولیش امتحلن عشق واقعی هست:


اگر یک نفر به شما گفت که دوستتان دارد


۱-ازش بپرسید دودوتا چقدر میشود ؛بعد سریعا واکنش را یادداشت و بررسی کنید.


توجه:اکثر آدم ها این جور مواقع کم می اورند و بی خیال میشوند.


۲-یک سیلی در گوشش بزنید.


توجه: اکثر آدمها اینجور مواقع یا به صورت شما سیلی میزنند یا نمی زنند.


۳-یک لگد به ساق پایش بزنید ؛بعد داد و هوار کنید که دزد کیفتان را زده است.


توجه:اکثر گربه دزدها وقتی چوب را برداری در میروند.


۴-یک خنده حسابی بکنید؛به صورت قاهقاه جادوگرانه…بعد هم چشمهایتان را چپ کنید.


توجه: آدمهای ترسو این جور مواقع شناخته می شوند؛خرافاتی ها در درجه اول قرار دارند.


۵- دستمال را بردارید و یک فین حسابی بکنید.


توجه:اگر شما را دوست داردباید تمام خصوصییاتتان را دوست داشته باشد ؛ بالاخره آدم آدم است؛آمدیم و یک روز سرما خوردید ؛نمیتوانید که فین ها را ذخیره کنید؛پس بهتر است که…


۶-خودتان را بزنید به خرییت و ازش ساعت بپرسید.


توجه: این تست آی کیوست و جوابش را میتوانید در کتاب شعور فلاسفه به قلم یکی از ش


اگردان سقراط که اسمش یادم نیست ؛پیدا کنید.


۷-خیلی جدی دو تا معلق بزنید ؛بعد هم شروع کنید به غلت زدن روی زمین و آواز خواندن…


توجه:این جوری میتوانید بفهمید جوات است یا نه؛فیلم هندی میبیند یا نه…


۸-رویتان را برگردانید؛یک اه بگویید و بعد بروید؛باید سریع از بین جمعییت عبور کنید تا نتواند پیدایتان کند؛حتی المقدور یک تکه دستمال یا خودکاری چیزی از خودتان روی زمین نشانه بگذارید.


توجه : این روش قدیمی شده ولی بسیار کارکرد خوبی دارد.


۹-یک چاقو در بیاورید و توی قلبش فرو کنید؛بعد هم قلب خودتان را پاره کنید.


توجه:مساله این است که عشق واقعی با ازدواج از بین میرود وعلاقه در سر و صدای بچه و پول آب و برق حل می شود. بهتر است عشق شما مثل عشق شیرین و فرهاد ماندگار باشدتا اینکه تبدیل به یک علاقه سطحی شود…


۱۰-خیلی ساده به او بگویید دوستش دارید.


توجه:این روش اصلا به درد نمیخورد؛طرف را پررو میکند؛آبرویتان را میبرد؛روسیاهتان می کند؛باعث می شودیارو از زیرش در برود؛باعث می شود فکر کند که چقدر شما احمق و ساده لوح هستید ؛باعث میشود فکر کند که عجله کرده و مجبور شود دوباره فکر کند… خیلی خطرناک است:ریسک بزرگی است : به دردسرش نمیارزد… نه!نه! خودتان را به فلاکت نیندازید :خواهش میکنم…


 


از مجله چلچراغ شماره۳۵ شرمین نادری


 


دومیش یه داستان کوتاه هست


خدا رفتگان شما رو بیامرزه.خدا بیامرز آقام که رفت؛نمیدونید چه قیامتی شد.یک محله بود و یک آقام.اهالی محل هم انصافا تو مراسمش سنگ تموم گذاشتن.هیچ کدوم از ما حال و روزمونو نمیدونستیم.تازه اون موقع من سنی نداشتم.


اما حالا…باز دخترکم زهرا.انگار ناف این بچه رو با بدبختی بریدن؛از هیچ چی شانس نیاورده.الانم ببین چه جوری داره خودشو میزنه.از بچه مردم توقع ندارم اما دو تا پسر بزرگ کردم عین خروس جنگی به هم می پرن.جفتشون به باباشون کشیدن.خوش لباسیشون هم به اون یزید رفته.تصدق همون قیافه و سر و وضعش بود که تونست من دختر حاج آقا عباسی رو خام کنه.


هی…هی…این جا هم چقدر تاریکه؛سنگو که بذارن چی میشه.خدا کنه لااقل شبای جمعه بیان دیدنم.من که یه شب جمعه نشد نرم قبرستون فاتحه.


 


سومیش بازم یه داستان کوتاه هست


تند و تند قدم برمی داری .


به هیچ چی نگاه نمی کنی .


بهت تنه می زنن .


بهشون تنه می زنی .


بوی عطر آشغالشون رو تحمل می کنی .


می خندن ، زر می زنن ، جیغ می زنن ؛ دود سیگار حوالت می دن , هیچی نمی گی , رد می شی .


داری یخ می بندی


دلت می خواد بری یه جای گرم ….


از بین پسرای قد بلند و موهای ژل زده شون رد می شی .


از لابه لای دخترای خوشگل و خنده های بلندشون می گذری .


هیچکس بهت نگاه نمی کنه .


هیچکس حست نمی کنه .


توی این دنیا هیچکس درکت نکرده … هیچکس .


تنهایی واست شده یه عادت .


یه عادت تکراری … یه عادت تلخ و سیاه .


تند و تند قدم بر می داری .


دل کوچیکت تاپ تاپ می زنه … یه روزگاری عاشق بودی و حالا ….


بلاخره اونو از دور می بینی .


گرم می شی .


حس می کنی خود خودشه .


همونی که منتظرش بودی .


اونم تنهاست .


مثه خودت .


بهت نگاه می کنه .


بهش نگاه می کنی .


اون میاد جلو … تو وامیستی و اومدنشو نگاه می کنی .


رخ به رخت وامیسته … چشای سیاهشو توی چشات می دوزه .


همونجا عاشقش می شی .


دستای کوچیکشو می گیری توی دستت .


دستای سردت داغ می شه .


لبخند می زنه … تو هم می خندی .


برای شام دعوتش می کنی .


اونم با یه لبخند قبول می کنه .


هر دو تند و تند از لا به لای آدمای گیج و بی مصرف رد می شین .


یه رستوران شیک رو نشون می کنی .


تو جلوتر می ری … اونم کمی آرومتر پشت سرته .


امشب چه شب خوبی می تونه باشه .


همه غم و غصه هاتو فراموش می کنی .


یهو یه صدای وحشتناک تو رو به خودت میاره .


تلپ …..


بر می گردی .


خشکت می زنه … بدن له شده اونو می بینی که روی زمین پخش شده .


می خوای داد بزنی نعره بکشی … ولی فقط اشکه که از توی چشات می زنه بیرون .


لاستیک دوچرخه رد خون اونو تا چند متر اونطرفتر با خودش می بره .


ایندفه هم عشقتو از دست می دی .


مثه خیلی دفه های دیگه .


هنوز برق چشای درشت و سیاهشو جلوی چشات حس می کنی .


بغض توی گلوت می شکنه .


بلند بلند گریه می کنی وبا تموم وجود داد می زنی :


- من نمی خوام سوسک باشم .


 


سومیش هم یه خبر نه چندان خوشایند هست


اینکه یه سری هکر مقداری از Source ویندوز رو گذاشتن روی اینترنت و مایکروسافت هم اعلام کرده که این مقدار ۲۹% از Source ویندوز هست. بعدش گفته که با این کدها نمیشه ۱۰۰% Source  ویندوز رو خوند و فقط آدمهای حرفه ای میتونن این کدها رو بخونن. خوب آدم عاقل خوب مطمئنا آدم خیلی حرفه ای بوده که این Source هارو خونده دیگه. تازه ۲ چیز دیگه به وسط میان، اینکه مطمئنا مایکروسافت یکم دروغ مالیده توش و گفته ۲۹% و بیشتر از این حرفا لو رفته. دوم اینکه هکرها خر هستن اگر تمام چیزی که لو رفته رو بذارن توی اینترنت. حالا مردم نگران این هستن که تاحالا ویروس ها از طریق سوراخهای ویندوز میومدن تو حالا بفرمایین تو دم در بده. حالا مایکروسافت نگران اینه که رقبا اشکالهای ویندوز رو کشف میکنن میان یه حالی به بازار میدن.


فکر کنم به اندازه یه هفته نوشتم. کاری ندارین؟


بای

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

سلام


خوبین؟ خوشین سلامتین؟


میخوام یه مدت برم توی ترک، برم توی ترک اینترنت ممکنه تا یک هفته


میخوام بزنم توی دنده خرخونی، آخه بابا من یک ماه دیگه ترم دوم امتحان دارم. کم هم که نیستن: ریاضی، فیزیک، شیمی، هندسه، عربی(شکلک حال به هم خوردن)، بینش که معلم تا آخر کتاب تقریبا ۶۰۰ سوال داده. شوخی نمیکنم. بچه ها شمردن. تقریبا ۶۰۰ سوال هست بعضی از سوالها یک صفحه جواب داره


فقط میترسم که E-mail منفجر شه چون من هر روز حداقل ۴۰۰ Bulk Mail دارم و تقریبا ۱۰ Mail عادی. اگر همین وضع پیش بره میترسم E-mail منهدم بشه


یه چیزایی براتون میذارم برای خالی نبودن عرضه که روی هارد پیداشون کردم


 


اولیش امتحلن عشق واقعی هست:


اگر یک نفر به شما گفت که دوستتان دارد


۱-ازش بپرسید دودوتا چقدر میشود ؛بعد سریعا واکنش را یادداشت و بررسی کنید.


توجه:اکثر آدم ها این جور مواقع کم می اورند و بی خیال میشوند.


۲-یک سیلی در گوشش بزنید.


توجه: اکثر آدمها اینجور مواقع یا به صورت شما سیلی میزنند یا نمی زنند.


۳-یک لگد به ساق پایش بزنید ؛بعد داد و هوار کنید که دزد کیفتان را زده است.


توجه:اکثر گربه دزدها وقتی چوب را برداری در میروند.


۴-یک خنده حسابی بکنید؛به صورت قاهقاه جادوگرانه…بعد هم چشمهایتان را چپ کنید.


توجه: آدمهای ترسو این جور مواقع شناخته می شوند؛خرافاتی ها در درجه اول قرار دارند.


۵- دستمال را بردارید و یک فین حسابی بکنید.


توجه:اگر شما را دوست داردباید تمام خصوصییاتتان را دوست داشته باشد ؛ بالاخره آدم آدم است؛آمدیم و یک روز سرما خوردید ؛نمیتوانید که فین ها را ذخیره کنید؛پس بهتر است که…


۶-خودتان را بزنید به خرییت و ازش ساعت بپرسید.


توجه: این تست آی کیوست و جوابش را میتوانید در کتاب شعور فلاسفه به قلم یکی از ش


اگردان سقراط که اسمش یادم نیست ؛پیدا کنید.


۷-خیلی جدی دو تا معلق بزنید ؛بعد هم شروع کنید به غلت زدن روی زمین و آواز خواندن…


توجه:این جوری میتوانید بفهمید جوات است یا نه؛فیلم هندی میبیند یا نه…


۸-رویتان را برگردانید؛یک اه بگویید و بعد بروید؛باید سریع از بین جمعییت عبور کنید تا نتواند پیدایتان کند؛حتی المقدور یک تکه دستمال یا خودکاری چیزی از خودتان روی زمین نشانه بگذارید.


توجه : این روش قدیمی شده ولی بسیار کارکرد خوبی دارد.


۹-یک چاقو در بیاورید و توی قلبش فرو کنید؛بعد هم قلب خودتان را پاره کنید.


توجه:مساله این است که عشق واقعی با ازدواج از بین میرود وعلاقه در سر و صدای بچه و پول آب و برق حل می شود. بهتر است عشق شما مثل عشق شیرین و فرهاد ماندگار باشدتا اینکه تبدیل به یک علاقه سطحی شود…


۱۰-خیلی ساده به او بگویید دوستش دارید.


توجه:این روش اصلا به درد نمیخورد؛طرف را پررو میکند؛آبرویتان را میبرد؛روسیاهتان می کند؛باعث می شودیارو از زیرش در برود؛باعث می شود فکر کند که چقدر شما احمق و ساده لوح هستید ؛باعث میشود فکر کند که عجله کرده و مجبور شود دوباره فکر کند… خیلی خطرناک است:ریسک بزرگی است : به دردسرش نمیارزد… نه!نه! خودتان را به فلاکت نیندازید :خواهش میکنم…


 


از مجله چلچراغ شماره۳۵ شرمین نادری


 


دومیش یه داستان کوتاه هست


خدا رفتگان شما رو بیامرزه.خدا بیامرز آقام که رفت؛نمیدونید چه قیامتی شد.یک محله بود و یک آقام.اهالی محل هم انصافا تو مراسمش سنگ تموم گذاشتن.هیچ کدوم از ما حال و روزمونو نمیدونستیم.تازه اون موقع من سنی نداشتم.


اما حالا…باز دخترکم زهرا.انگار ناف این بچه رو با بدبختی بریدن؛از هیچ چی شانس نیاورده.الانم ببین چه جوری داره خودشو میزنه.از بچه مردم توقع ندارم اما دو تا پسر بزرگ کردم عین خروس جنگی به هم می پرن.جفتشون به باباشون کشیدن.خوش لباسیشون هم به اون یزید رفته.تصدق همون قیافه و سر و وضعش بود که تونست من دختر حاج آقا عباسی رو خام کنه.


هی…هی…این جا هم چقدر تاریکه؛سنگو که بذارن چی میشه.خدا کنه لااقل شبای جمعه بیان دیدنم.من که یه شب جمعه نشد نرم قبرستون فاتحه.


 


سومیش بازم یه داستان کوتاه هست


تند و تند قدم برمی داری .


به هیچ چی نگاه نمی کنی .


بهت تنه می زنن .


بهشون تنه می زنی .


بوی عطر آشغالشون رو تحمل می کنی .


می خندن ، زر می زنن ، جیغ می زنن ؛ دود سیگار حوالت می دن , هیچی نمی گی , رد می شی .


داری یخ می بندی


دلت می خواد بری یه جای گرم ….


از بین پسرای قد بلند و موهای ژل زده شون رد می شی .


از لابه لای دخترای خوشگل و خنده های بلندشون می گذری .


هیچکس بهت نگاه نمی کنه .


هیچکس حست نمی کنه .


توی این دنیا هیچکس درکت نکرده … هیچکس .


تنهایی واست شده یه عادت .


یه عادت تکراری … یه عادت تلخ و سیاه .


تند و تند قدم بر می داری .


دل کوچیکت تاپ تاپ می زنه … یه روزگاری عاشق بودی و حالا ….


بلاخره اونو از دور می بینی .


گرم می شی .


حس می کنی خود خودشه .


همونی که منتظرش بودی .


اونم تنهاست .


مثه خودت .


بهت نگاه می کنه .


بهش نگاه می کنی .


اون میاد جلو … تو وامیستی و اومدنشو نگاه می کنی .


رخ به رخت وامیسته … چشای سیاهشو توی چشات می دوزه .


همونجا عاشقش می شی .


دستای کوچیکشو می گیری توی دستت .


دستای سردت داغ می شه .


لبخند می زنه … تو هم می خندی .


برای شام دعوتش می کنی .


اونم با یه لبخند قبول می کنه .


هر دو تند و تند از لا به لای آدمای گیج و بی مصرف رد می شین .


یه رستوران شیک رو نشون می کنی .


تو جلوتر می ری … اونم کمی آرومتر پشت سرته .


امشب چه شب خوبی می تونه باشه .


همه غم و غصه هاتو فراموش می کنی .


یهو یه صدای وحشتناک تو رو به خودت میاره .


تلپ …..


بر می گردی .


خشکت می زنه … بدن له شده اونو می بینی که روی زمین پخش شده .


می خوای داد بزنی نعره بکشی … ولی فقط اشکه که از توی چشات می زنه بیرون .


لاستیک دوچرخه رد خون اونو تا چند متر اونطرفتر با خودش می بره .


ایندفه هم عشقتو از دست می دی .


مثه خیلی دفه های دیگه .


هنوز برق چشای درشت و سیاهشو جلوی چشات حس می کنی .


بغض توی گلوت می شکنه .


بلند بلند گریه می کنی وبا تموم وجود داد می زنی :


- من نمی خوام سوسک باشم .


 


سومیش هم یه خبر نه چندان خوشایند هست


اینکه یه سری هکر مقداری از Source ویندوز رو گذاشتن روی اینترنت و مایکروسافت هم اعلام کرده که این مقدار ۲۹% از Source ویندوز هست. بعدش گفته که با این کدها نمیشه ۱۰۰% Source  ویندوز رو خوند و فقط آدمهای حرفه ای میتونن این کدها رو بخونن. خوب آدم عاقل خوب مطمئنا آدم خیلی حرفه ای بوده که این Source هارو خونده دیگه. تازه ۲ چیز دیگه به وسط میان، اینکه مطمئنا مایکروسافت یکم دروغ مالیده توش و گفته ۲۹% و بیشتر از این حرفا لو رفته. دوم اینکه هکرها خر هستن اگر تمام چیزی که لو رفته رو بذارن توی اینترنت. حالا مردم نگران این هستن که تاحالا ویروس ها از طریق سوراخهای ویندوز میومدن تو حالا بفرمایین تو دم در بده. حالا مایکروسافت نگران اینه که رقبا اشکالهای ویندوز رو کشف میکنن میان یه حالی به بازار میدن.


فکر کنم به اندازه یه هفته نوشتم. کاری ندارین؟


بای

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

سلام


خوبین؟ خوشین سلامتین؟


میخوام یه مدت برم توی ترک، برم توی ترک اینترنت ممکنه تا یک هفته


میخوام بزنم توی دنده خرخونی، آخه بابا من یک ماه دیگه ترم دوم امتحان دارم. کم هم که نیستن: ریاضی، فیزیک، شیمی، هندسه، عربی(شکلک حال به هم خوردن)، بینش که معلم تا آخر کتاب تقریبا ۶۰۰ سوال داده. شوخی نمیکنم. بچه ها شمردن. تقریبا ۶۰۰ سوال هست بعضی از سوالها یک صفحه جواب داره


فقط میترسم که E-mail منفجر شه چون من هر روز حداقل ۴۰۰ Bulk Mail دارم و تقریبا ۱۰ Mail عادی. اگر همین وضع پیش بره میترسم E-mail منهدم بشه


یه چیزایی براتون میذارم برای خالی نبودن عرضه که روی هارد پیداشون کردم


 


اولیش امتحلن عشق واقعی هست:


اگر یک نفر به شما گفت که دوستتان دارد


۱-ازش بپرسید دودوتا چقدر میشود ؛بعد سریعا واکنش را یادداشت و بررسی کنید.


توجه:اکثر آدم ها این جور مواقع کم می اورند و بی خیال میشوند.


۲-یک سیلی در گوشش بزنید.


توجه: اکثر آدمها اینجور مواقع یا به صورت شما سیلی میزنند یا نمی زنند.


۳-یک لگد به ساق پایش بزنید ؛بعد داد و هوار کنید که دزد کیفتان را زده است.


توجه:اکثر گربه دزدها وقتی چوب را برداری در میروند.


۴-یک خنده حسابی بکنید؛به صورت قاهقاه جادوگرانه…بعد هم چشمهایتان را چپ کنید.


توجه: آدمهای ترسو این جور مواقع شناخته می شوند؛خرافاتی ها در درجه اول قرار دارند.


۵- دستمال را بردارید و یک فین حسابی بکنید.


توجه:اگر شما را دوست داردباید تمام خصوصییاتتان را دوست داشته باشد ؛ بالاخره آدم آدم است؛آمدیم و یک روز سرما خوردید ؛نمیتوانید که فین ها را ذخیره کنید؛پس بهتر است که…


۶-خودتان را بزنید به خرییت و ازش ساعت بپرسید.


توجه: این تست آی کیوست و جوابش را میتوانید در کتاب شعور فلاسفه به قلم یکی از ش


اگردان سقراط که اسمش یادم نیست ؛پیدا کنید.


۷-خیلی جدی دو تا معلق بزنید ؛بعد هم شروع کنید به غلت زدن روی زمین و آواز خواندن…


توجه:این جوری میتوانید بفهمید جوات است یا نه؛فیلم هندی میبیند یا نه…


۸-رویتان را برگردانید؛یک اه بگویید و بعد بروید؛باید سریع از بین جمعییت عبور کنید تا نتواند پیدایتان کند؛حتی المقدور یک تکه دستمال یا خودکاری چیزی از خودتان روی زمین نشانه بگذارید.


توجه : این روش قدیمی شده ولی بسیار کارکرد خوبی دارد.


۹-یک چاقو در بیاورید و توی قلبش فرو کنید؛بعد هم قلب خودتان را پاره کنید.


توجه:مساله این است که عشق واقعی با ازدواج از بین میرود وعلاقه در سر و صدای بچه و پول آب و برق حل می شود. بهتر است عشق شما مثل عشق شیرین و فرهاد ماندگار باشدتا اینکه تبدیل به یک علاقه سطحی شود…


۱۰-خیلی ساده به او بگویید دوستش دارید.


توجه:این روش اصلا به درد نمیخورد؛طرف را پررو میکند؛آبرویتان را میبرد؛روسیاهتان می کند؛باعث می شودیارو از زیرش در برود؛باعث می شود فکر کند که چقدر شما احمق و ساده لوح هستید ؛باعث میشود فکر کند که عجله کرده و مجبور شود دوباره فکر کند… خیلی خطرناک است:ریسک بزرگی است : به دردسرش نمیارزد… نه!نه! خودتان را به فلاکت نیندازید :خواهش میکنم…


 


از مجله چلچراغ شماره۳۵ شرمین نادری


 


دومیش یه داستان کوتاه هست


خدا رفتگان شما رو بیامرزه.خدا بیامرز آقام که رفت؛نمیدونید چه قیامتی شد.یک محله بود و یک آقام.اهالی محل هم انصافا تو مراسمش سنگ تموم گذاشتن.هیچ کدوم از ما حال و روزمونو نمیدونستیم.تازه اون موقع من سنی نداشتم.


اما حالا…باز دخترکم زهرا.انگار ناف این بچه رو با بدبختی بریدن؛از هیچ چی شانس نیاورده.الانم ببین چه جوری داره خودشو میزنه.از بچه مردم توقع ندارم اما دو تا پسر بزرگ کردم عین خروس جنگی به هم می پرن.جفتشون به باباشون کشیدن.خوش لباسیشون هم به اون یزید رفته.تصدق همون قیافه و سر و وضعش بود که تونست من دختر حاج آقا عباسی رو خام کنه.


هی…هی…این جا هم چقدر تاریکه؛سنگو که بذارن چی میشه.خدا کنه لااقل شبای جمعه بیان دیدنم.من که یه شب جمعه نشد نرم قبرستون فاتحه.


 


سومیش بازم یه داستان کوتاه هست


تند و تند قدم برمی داری .


به هیچ چی نگاه نمی کنی .


بهت تنه می زنن .


بهشون تنه می زنی .


بوی عطر آشغالشون رو تحمل می کنی .


می خندن ، زر می زنن ، جیغ می زنن ؛ دود سیگار حوالت می دن , هیچی نمی گی , رد می شی .


داری یخ می بندی


دلت می خواد بری یه جای گرم ….


از بین پسرای قد بلند و موهای ژل زده شون رد می شی .


از لابه لای دخترای خوشگل و خنده های بلندشون می گذری .


هیچکس بهت نگاه نمی کنه .


هیچکس حست نمی کنه .


توی این دنیا هیچکس درکت نکرده … هیچکس .


تنهایی واست شده یه عادت .


یه عادت تکراری … یه عادت تلخ و سیاه .


تند و تند قدم بر می داری .


دل کوچیکت تاپ تاپ می زنه … یه روزگاری عاشق بودی و حالا ….


بلاخره اونو از دور می بینی .


گرم می شی .


حس می کنی خود خودشه .


همونی که منتظرش بودی .


اونم تنهاست .


مثه خودت .


بهت نگاه می کنه .


بهش نگاه می کنی .


اون میاد جلو … تو وامیستی و اومدنشو نگاه می کنی .


رخ به رخت وامیسته … چشای سیاهشو توی چشات می دوزه .


همونجا عاشقش می شی .


دستای کوچیکشو می گیری توی دستت .


دستای سردت داغ می شه .


لبخند می زنه … تو هم می خندی .


برای شام دعوتش می کنی .


اونم با یه لبخند قبول می کنه .


هر دو تند و تند از لا به لای آدمای گیج و بی مصرف رد می شین .


یه رستوران شیک رو نشون می کنی .


تو جلوتر می ری … اونم کمی آرومتر پشت سرته .


امشب چه شب خوبی می تونه باشه .


همه غم و غصه هاتو فراموش می کنی .


یهو یه صدای وحشتناک تو رو به خودت میاره .


تلپ …..


بر می گردی .


خشکت می زنه … بدن له شده اونو می بینی که روی زمین پخش شده .


می خوای داد بزنی نعره بکشی … ولی فقط اشکه که از توی چشات می زنه بیرون .


لاستیک دوچرخه رد خون اونو تا چند متر اونطرفتر با خودش می بره .


ایندفه هم عشقتو از دست می دی .


مثه خیلی دفه های دیگه .


هنوز برق چشای درشت و سیاهشو جلوی چشات حس می کنی .


بغض توی گلوت می شکنه .


بلند بلند گریه می کنی وبا تموم وجود داد می زنی :


- من نمی خوام سوسک باشم .


 


سومیش هم یه خبر نه چندان خوشایند هست


اینکه یه سری هکر مقداری از Source ویندوز رو گذاشتن روی اینترنت و مایکروسافت هم اعلام کرده که این مقدار ۲۹% از Source ویندوز هست. بعدش گفته که با این کدها نمیشه ۱۰۰% Source  ویندوز رو خوند و فقط آدمهای حرفه ای میتونن این کدها رو بخونن. خوب آدم عاقل خوب مطمئنا آدم خیلی حرفه ای بوده که این Source هارو خونده دیگه. تازه ۲ چیز دیگه به وسط میان، اینکه مطمئنا مایکروسافت یکم دروغ مالیده توش و گفته ۲۹% و بیشتر از این حرفا لو رفته. دوم اینکه هکرها خر هستن اگر تمام چیزی که لو رفته رو بذارن توی اینترنت. حالا مردم نگران این هستن که تاحالا ویروس ها از طریق سوراخهای ویندوز میومدن تو حالا بفرمایین تو دم در بده. حالا مایکروسافت نگران اینه که رقبا اشکالهای ویندوز رو کشف میکنن میان یه حالی به بازار میدن.


فکر کنم به اندازه یه هفته نوشتم. کاری ندارین؟


بای

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

سلام


خوبین؟ خوشین سلامتین؟


میخوام یه مدت برم توی ترک، برم توی ترک اینترنت ممکنه تا یک هفته


میخوام بزنم توی دنده خرخونی، آخه بابا من یک ماه دیگه ترم دوم امتحان دارم. کم هم که نیستن: ریاضی، فیزیک، شیمی، هندسه، عربی(شکلک حال به هم خوردن)، بینش که معلم تا آخر کتاب تقریبا ۶۰۰ سوال داده. شوخی نمیکنم. بچه ها شمردن. تقریبا ۶۰۰ سوال هست بعضی از سوالها یک صفحه جواب داره


فقط میترسم که E-mail منفجر شه چون من هر روز حداقل ۴۰۰ Bulk Mail دارم و تقریبا ۱۰ Mail عادی. اگر همین وضع پیش بره میترسم E-mail منهدم بشه


یه چیزایی براتون میذارم برای خالی نبودن عرضه که روی هارد پیداشون کردم


 


اولیش امتحلن عشق واقعی هست:


اگر یک نفر به شما گفت که دوستتان دارد


۱-ازش بپرسید دودوتا چقدر میشود ؛بعد سریعا واکنش را یادداشت و بررسی کنید.


توجه:اکثر آدم ها این جور مواقع کم می اورند و بی خیال میشوند.


۲-یک سیلی در گوشش بزنید.


توجه: اکثر آدمها اینجور مواقع یا به صورت شما سیلی میزنند یا نمی زنند.


۳-یک لگد به ساق پایش بزنید ؛بعد داد و هوار کنید که دزد کیفتان را زده است.


توجه:اکثر گربه دزدها وقتی چوب را برداری در میروند.


۴-یک خنده حسابی بکنید؛به صورت قاهقاه جادوگرانه…بعد هم چشمهایتان را چپ کنید.


توجه: آدمهای ترسو این جور مواقع شناخته می شوند؛خرافاتی ها در درجه اول قرار دارند.


۵- دستمال را بردارید و یک فین حسابی بکنید.


توجه:اگر شما را دوست داردباید تمام خصوصییاتتان را دوست داشته باشد ؛ بالاخره آدم آدم است؛آمدیم و یک روز سرما خوردید ؛نمیتوانید که فین ها را ذخیره کنید؛پس بهتر است که…


۶-خودتان را بزنید به خرییت و ازش ساعت بپرسید.


توجه: این تست آی کیوست و جوابش را میتوانید در کتاب شعور فلاسفه به قلم یکی از ش


اگردان سقراط که اسمش یادم نیست ؛پیدا کنید.


۷-خیلی جدی دو تا معلق بزنید ؛بعد هم شروع کنید به غلت زدن روی زمین و آواز خواندن…


توجه:این جوری میتوانید بفهمید جوات است یا نه؛فیلم هندی میبیند یا نه…


۸-رویتان را برگردانید؛یک اه بگویید و بعد بروید؛باید سریع از بین جمعییت عبور کنید تا نتواند پیدایتان کند؛حتی المقدور یک تکه دستمال یا خودکاری چیزی از خودتان روی زمین نشانه بگذارید.


توجه : این روش قدیمی شده ولی بسیار کارکرد خوبی دارد.


۹-یک چاقو در بیاورید و توی قلبش فرو کنید؛بعد هم قلب خودتان را پاره کنید.


توجه:مساله این است که عشق واقعی با ازدواج از بین میرود وعلاقه در سر و صدای بچه و پول آب و برق حل می شود. بهتر است عشق شما مثل عشق شیرین و فرهاد ماندگار باشدتا اینکه تبدیل به یک علاقه سطحی شود…


۱۰-خیلی ساده به او بگویید دوستش دارید.


توجه:این روش اصلا به درد نمیخورد؛طرف را پررو میکند؛آبرویتان را میبرد؛روسیاهتان می کند؛باعث می شودیارو از زیرش در برود؛باعث می شود فکر کند که چقدر شما احمق و ساده لوح هستید ؛باعث میشود فکر کند که عجله کرده و مجبور شود دوباره فکر کند… خیلی خطرناک است:ریسک بزرگی است : به دردسرش نمیارزد… نه!نه! خودتان را به فلاکت نیندازید :خواهش میکنم…


 


از مجله چلچراغ شماره۳۵ شرمین نادری


 


دومیش یه داستان کوتاه هست


خدا رفتگان شما رو بیامرزه.خدا بیامرز آقام که رفت؛نمیدونید چه قیامتی شد.یک محله بود و یک آقام.اهالی محل هم انصافا تو مراسمش سنگ تموم گذاشتن.هیچ کدوم از ما حال و روزمونو نمیدونستیم.تازه اون موقع من سنی نداشتم.


اما حالا…باز دخترکم زهرا.انگار ناف این بچه رو با بدبختی بریدن؛از هیچ چی شانس نیاورده.الانم ببین چه جوری داره خودشو میزنه.از بچه مردم توقع ندارم اما دو تا پسر بزرگ کردم عین خروس جنگی به هم می پرن.جفتشون به باباشون کشیدن.خوش لباسیشون هم به اون یزید رفته.تصدق همون قیافه و سر و وضعش بود که تونست من دختر حاج آقا عباسی رو خام کنه.


هی…هی…این جا هم چقدر تاریکه؛سنگو که بذارن چی میشه.خدا کنه لااقل شبای جمعه بیان دیدنم.من که یه شب جمعه نشد نرم قبرستون فاتحه.


 


سومیش بازم یه داستان کوتاه هست


تند و تند قدم برمی داری .


به هیچ چی نگاه نمی کنی .


بهت تنه می زنن .


بهشون تنه می زنی .


بوی عطر آشغالشون رو تحمل می کنی .


می خندن ، زر می زنن ، جیغ می زنن ؛ دود سیگار حوالت می دن , هیچی نمی گی , رد می شی .


داری یخ می بندی


دلت می خواد بری یه جای گرم ….


از بین پسرای قد بلند و موهای ژل زده شون رد می شی .


از لابه لای دخترای خوشگل و خنده های بلندشون می گذری .


هیچکس بهت نگاه نمی کنه .


هیچکس حست نمی کنه .


توی این دنیا هیچکس درکت نکرده … هیچکس .


تنهایی واست شده یه عادت .


یه عادت تکراری … یه عادت تلخ و سیاه .


تند و تند قدم بر می داری .


دل کوچیکت تاپ تاپ می زنه … یه روزگاری عاشق بودی و حالا ….


بلاخره اونو از دور می بینی .


گرم می شی .


حس می کنی خود خودشه .


همونی که منتظرش بودی .


اونم تنهاست .


مثه خودت .


بهت نگاه می کنه .


بهش نگاه می کنی .


اون میاد جلو … تو وامیستی و اومدنشو نگاه می کنی .


رخ به رخت وامیسته … چشای سیاهشو توی چشات می دوزه .


همونجا عاشقش می شی .


دستای کوچیکشو می گیری توی دستت .


دستای سردت داغ می شه .


لبخند می زنه … تو هم می خندی .


برای شام دعوتش می کنی .


اونم با یه لبخند قبول می کنه .


هر دو تند و تند از لا به لای آدمای گیج و بی مصرف رد می شین .


یه رستوران شیک رو نشون می کنی .


تو جلوتر می ری … اونم کمی آرومتر پشت سرته .


امشب چه شب خوبی می تونه باشه .


همه غم و غصه هاتو فراموش می کنی .


یهو یه صدای وحشتناک تو رو به خودت میاره .


تلپ …..


بر می گردی .


خشکت می زنه … بدن له شده اونو می بینی که روی زمین پخش شده .


می خوای داد بزنی نعره بکشی … ولی فقط اشکه که از توی چشات می زنه بیرون .


لاستیک دوچرخه رد خون اونو تا چند متر اونطرفتر با خودش می بره .


ایندفه هم عشقتو از دست می دی .


مثه خیلی دفه های دیگه .


هنوز برق چشای درشت و سیاهشو جلوی چشات حس می کنی .


بغض توی گلوت می شکنه .


بلند بلند گریه می کنی وبا تموم وجود داد می زنی :


- من نمی خوام سوسک باشم .


 


سومیش هم یه خبر نه چندان خوشایند هست


اینکه یه سری هکر مقداری از Source ویندوز رو گذاشتن روی اینترنت و مایکروسافت هم اعلام کرده که این مقدار ۲۹% از Source ویندوز هست. بعدش گفته که با این کدها نمیشه ۱۰۰% Source  ویندوز رو خوند و فقط آدمهای حرفه ای میتونن این کدها رو بخونن. خوب آدم عاقل خوب مطمئنا آدم خیلی حرفه ای بوده که این Source هارو خونده دیگه. تازه ۲ چیز دیگه به وسط میان، اینکه مطمئنا مایکروسافت یکم دروغ مالیده توش و گفته ۲۹% و بیشتر از این حرفا لو رفته. دوم اینکه هکرها خر هستن اگر تمام چیزی که لو رفته رو بذارن توی اینترنت. حالا مردم نگران این هستن که تاحالا ویروس ها از طریق سوراخهای ویندوز میومدن تو حالا بفرمایین تو دم در بده. حالا مایکروسافت نگران اینه که رقبا اشکالهای ویندوز رو کشف میکنن میان یه حالی به بازار میدن.


فکر کنم به اندازه یه هفته نوشتم. کاری ندارین؟


بای

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

سلام


خوبین؟


امروز بعدازظهر داشتم با دوستم حرف میزدم و طبق معمول داشتم بین دو اتاق راه میرفتم. وقتی وارد یکی از دو اتاق میشدم یه بوی خیلی خفن میپیچید توی دماغم.


وقتی با دوستم خداحافظی کردم رفتم خیلی خوشحال که لباسم رو بپوشم برم Windows Longhorn بخرم بریزم. دیدم خدایا حال خونه خیلی کدر شده.


رفتم لباس پوشیدم دیدم خدایا هنوز داره بو میاد. اومدم از اتاقم بیرون اومدم برم طرف آشپزخونه که دیدم


تمامی آشپزخونه و خونه به اون بزرگی پر از دود شده. بدو رفتم در حیاط – حیاط خلوت . پنجره‌ها رو باز کردم. اول فکر کردم کتر سوخته. نگاه کردم دیدم نه. کتر پر از آب. نگاه کردم روی اونیکی شعله دیدم داره ازش به آرومی دود بلند میشه. درش رو باز کردم دیدم که قرار بوده چندتا توت به مربا تبدیل بشن ولی به ذغال اخته تبدیل شدن.


ممانم بعداز خوابی بسیار سنگین بخاطر دود از خواب بیدار میشن و میگن چیکار کردی


آخه من چیکارهخ بیدم خودتون گذاشتین روی گاز و رفتین و اونوقت میگین من چیکار کردم؟


در کل. از خیر خریدن Longhorn هم گذشتیم.


ولی گذاشتمش برای روز شنبه


فعلا


کاری ندارین؟

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

سلام


خوبین؟


امروز بعدازظهر داشتم با دوستم حرف میزدم و طبق معمول داشتم بین دو اتاق راه میرفتم. وقتی وارد یکی از دو اتاق میشدم یه بوی خیلی خفن میپیچید توی دماغم.


وقتی با دوستم خداحافظی کردم رفتم خیلی خوشحال که لباسم رو بپوشم برم Windows Longhorn بخرم بریزم. دیدم خدایا حال خونه خیلی کدر شده.


رفتم لباس پوشیدم دیدم خدایا هنوز داره بو میاد. اومدم از اتاقم بیرون اومدم برم طرف آشپزخونه که دیدم


تمامی آشپزخونه و خونه به اون بزرگی پر از دود شده. بدو رفتم در حیاط – حیاط خلوت . پنجره‌ها رو باز کردم. اول فکر کردم کتر سوخته. نگاه کردم دیدم نه. کتر پر از آب. نگاه کردم روی اونیکی شعله دیدم داره ازش به آرومی دود بلند میشه. درش رو باز کردم دیدم که قرار بوده چندتا توت به مربا تبدیل بشن ولی به ذغال اخته تبدیل شدن.


ممانم بعداز خوابی بسیار سنگین بخاطر دود از خواب بیدار میشن و میگن چیکار کردی


آخه من چیکارهخ بیدم خودتون گذاشتین روی گاز و رفتین و اونوقت میگین من چیکار کردم؟


در کل. از خیر خریدن Longhorn هم گذشتیم.


ولی گذاشتمش برای روز شنبه


فعلا


کاری ندارین؟

در زمینه Uncategorized
بدون جواب

سلام


خوبین؟


امروز بعدازظهر داشتم با دوستم حرف میزدم و طبق معمول داشتم بین دو اتاق راه میرفتم. وقتی وارد یکی از دو اتاق میشدم یه بوی خیلی خفن میپیچید توی دماغم.


وقتی با دوستم خداحافظی کردم رفتم خیلی خوشحال که لباسم رو بپوشم برم Windows Longhorn بخرم بریزم. دیدم خدایا حال خونه خیلی کدر شده.


رفتم لباس پوشیدم دیدم خدایا هنوز داره بو میاد. اومدم از اتاقم بیرون اومدم برم طرف آشپزخونه که دیدم


تمامی آشپزخونه و خونه به اون بزرگی پر از دود شده. بدو رفتم در حیاط – حیاط خلوت . پنجره‌ها رو باز کردم. اول فکر کردم کتر سوخته. نگاه کردم دیدم نه. کتر پر از آب. نگاه کردم روی اونیکی شعله دیدم داره ازش به آرومی دود بلند میشه. درش رو باز کردم دیدم که قرار بوده چندتا توت به مربا تبدیل بشن ولی به ذغال اخته تبدیل شدن.


ممانم بعداز خوابی بسیار سنگین بخاطر دود از خواب بیدار میشن و میگن چیکار کردی


آخه من چیکارهخ بیدم خودتون گذاشتین روی گاز و رفتین و اونوقت میگین من چیکار کردم؟


در کل. از خیر خریدن Longhorn هم گذشتیم.


ولی گذاشتمش برای روز شنبه


فعلا


کاری ندارین؟

در زمینه Uncategorized
بدون جواب