سلام.
خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟
امدوارم همینطور هم بمونین. و امدورام که از بلایی که قراره بیاد به شما آسیبی نرسه. بلایی که قراره برای این کوه بزرگ و زیبا یعنی دماوند بیاد. میدونین برای شروع چیزی که میخوام بنویسم اولش باید از چیزی که در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۸۲ در Capuccinomag نوشته شده براتون قسمتی رو بنویسم:
پارسال توفیقی اجباری دست داد تا یه ترم در دانشگاهی خارج از تهران تدریس کنم. برای اساتیدی که بیشترشون یه روزه؛ اونم واسه یه برنامه فشرده تدریس اومده بودن، وقت ناهار، زمان خوبی بود واسه استراحت و رفع خستگی ناشی از یه روز سخت و شاید به همین دلیل سالن غذاخوری تبدیل شده بود به محلی برای آشنایی با آدمای جدید و بحثهای جالب. بین این اساتید، رئیس حفاظت محیط زیست منطقه دماوند (یه همچین چیزی) هم بود که اونو بی مقدمه از وسطهای ترم ندیدم. این غیبت تا اواخر ترم طول کشید. یعنی روزی که ایشون با دست و پای باند پیچی و صورت زخمی و سوخته به دانشگاه برگشت.
… و حرفها و داستانهایی که تعریف کرد، کافی بود تا زلزله رو نظر من به وحشتناک ترین کلمه موجود تبدیل کنه.
اون در جواب سئوالای تموم نشدنی همه همکارا، از فعال شدن دماوند گفت. از تخلیه بی سر و صدای دهکدهها. از چوپانها و گلههایی که گاز گرفته بودشون و از خفگی مرده بودن. از گروههای نجاتی که واسه امداد کوه نوردها رفته بودن و هرگز برنگشته بودن. از کارمندش گفت که حین اجرای یکی از آزمایشها، با مواد جوشانی که یهو از کوه بیرون زده بود سوخته و جزغاله شده بود و اقبال بلند خودش که بخاطر سپر بلا شدن کارمند نگونبختش، تونسته بود جون سالم به در ببره. از گروههای کارشناس خارجی که بی سروصدا به ایران دعوت شده بودن و بعد از تحقیق، گزارشهای محرمانه شون رو تحویل داده و رفته بودن. از قول یکی از اعضاء گروه ژاپنی میگفت که تهران به انتظار زلزله وحشتناکی نشسته… و این که مثلث میانی تهران که بین چند گسل واقع شده با خاک یکسان خواهد شد… درست مثل اینکه از یک ارتفاع دویست متری سقوط کنه و… تمام. …
فکر نکنین دارم سعی میکنم خالی بندی کنم. من چه کرمی دارم که هم خودم و هم بقیه رو بترسونم؟
این چیزی که بالا خوندین همه ش درسته و اصلا خالی بندی نیست.
میدونین از شنبه همین هفته تا به حال بیش از ۲۳ زلزله در دماوندی که سالهای سال آروم و بی حرکت یه جا نشسته بود به وقوع پیوسته. چیزی که باعث شده که دیگه حتی صدای سیمای ایران مجبور به گفتن خبرش بشه
میترسم از اون روزی که تهران زلزله بشه چون دیگه هرگز نمیتونن تهران رو به عنوان یک جایی که توش زندگی کنن انتخاب کنن. چون دیگه جایی نداره. میدونین ۱ میلیون کشته کم نیست. میدونین این شهر به این بزرگی فقط ۸% مقوام در برابر زلزله هست؟ حتی دیگه نمیشه خاکهای اونجا رو جمع کرد. دماوند دیگه فعال شده. ایران فعال شده. چون تقریبا ۳-۴ تا بچه زلزله هم این چند روز اینجا شده.
میخوام یه جمع بندی بکنم براتون:
۱- دماوند یک کوه آتشفشانی که تقریبا ۶۰۰ سال است که خاموش شده
۲- تهران دارای ۵ گسل فعال و قوی هست
۳- تهران بین یک مثلث گسل های عفال و قوی هست
۴- خط میانی دو صفحه ی مانی درست از تهران رد میشه
۵- دماوند در چند وقت اخیر فعالیتهایی رو نشون داده مثل گازهای سمی که ازش خارج میشن، و خارج شدن مواد مذاب از دماوند
۶- از شنبه گذشته تا به حال ۲۳ زلزله در دماوند شده
۷- سالانه ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ زلزله در تهران میشه
۸- تعیین بازه ی زمانی ۶ ساله توسط دکتر زارعی
خوب همینها بسه که راضی بشین که از اونجا مقداری فاصبه بگیرین و حداقل مکانی رو که میخواین بسازین مجکم بسازین. میدونیم که هیچ آدمی نیست که خونه ش رو با استحکام بسازه پس به فکر خودمون باشیم.